تاز یانه های سرد زمستان

آخرین مطالب و اطلاعات دریافت شده از وب سایت تاز یانه های سرد زمستان به همراه لینک مستقیم مطالب در سایت مرجع نمایش داده شده است.
امروز تاریخ 30 عقرب سال 1394 است شرایط به گونه ی است که احساس میشود حکومت وحدت ملی به ی اشرف غنی احمدزی و داکتر عبدالله که نتیجه توافق نامه بین هردویشان است سقوط کند انهم بشکل خود جوش از ادرس مردم تحت نام داد خواهی و اعتراض های مدنی. متاسفانه تعدادی فهمیده و تعدادی نا فهمیده وارد این جریان شدند و به نحوی از این فضا حمایت می کنند اما متوجه این مسئله نیستند که سقوط حکومت یعنی بربادی بیشتر ملت افغانستان. چرا ؟

چرا که ستون های حکومت وحدت ملی را اشخاصی تشکیل میدهند که هر کدام بنوبه خود ستون های اصلی جامعه افغانستان است مانند جنرال دوستم ، داکتر عبدالله ، حاجی محمد محقق ، اشرف غنی و تعدادی زیادی از ان و معینان که دراین حکومت به مقام رسیدند.

اینها هرکدام به نوبه خود شاید قدرت ساختن شان ضعیف باشد اما هرکدام از قدرت و توانایی ت یب بالای برخوردار اند که با سقوط یا فروپاشی این حکومت بدبختی های بیش از این را به ملت افغانستان به ارمغان خواهند داشت و واضح تر بگویم که با فروپاشی این حکومت اگر خود باراک اوباما بیاید رئیس جمهور شود و دیوید کامرون خارجه و ... مطمعینا نمیتواند حکومت کند. از من گفتن بود


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: از بام تا شام
  • کلمات کلیدی: حکومت ,افغانستان ,تعدادی ,داکتر عبدالله ,حکومت وحدت

افغانستان یک کشورروبه انکشاف، پس از جنگ و محاط به خشکه که دارایی منابع طبیعی سرشاربه ارزش یک تریلیون دالر امریکای و براساس بعضی گزارش ها این ارزش به سه تریلیون دالر بالغ میگردد.

براساس بعضی گزارش ها این منابع سرشار به 92 نوع در 1400 محل از افغانستان موقعیت دارند.

اقتصاد افغانستان:

عمدتا سکتورهای چون زراعت ، تولیدی ، خدمات و معادن که سهم هر سکتور در gdp از قرار احصائیه سال های اخیر با رتیب 49.84%، 21.35% 27.4% و 1.8% می باشد در این خصوص رول بازی می کنند. درحالیکه افغان های مشغول دراین سکتورها با رتیب 78.6% ، 15% و 5.7% می باشند.

که این سکتورها در مجموع 60 % بودجه عادی مملکت را تامین می کنند در حالیکه 40% آن به شمول صد فیصد بودجه انکشافی از کمک های جامعه جهانی تمویل مگردد.

به دلیل صنعتی شدن کشورها ، خشک سالی های پی د ی ، شهری شدن اقتصاد روستایی، سکتورهای فوق( زراعت ، تولیدی ، خدمات) به ویژه سکتور زراعت که سهم بیشتر را در تولید ناخالص داخلی دارا می باشد نمیتوانند اقتصاد افغانستان را از وابستگی به کمک های خارجی نجات داده و سبب رشد و توسعه کشور گردند.

در این میان چشم امید به سکتور معادن افغانستان دوخته شده است که میتواند جاگزین کمک های خارجی گردیده و استقلالیت اقتصادی کشور را باعث شود. البته تحقق این امید و ارزو مردم افغانستان بستگی به یک مدیریت سالم و درست دارد در غیر آن شاید سبب بحران های کلان در کشور گردد مثلیکه در کشور افریقای بنام ”کانگو“ جریان دارد.

طریق تحقیق

  • بناً هدف اینست تا چالش های سکتور معادن را تشخیص نموده و راه حل های مناسب را با استفاده از تجارب دیگر کشورهاییکه دارای معادن سرشار بودند و می باشند دری م.
  • اساس این تحقیق را کشور کانگو که دارای منابع سرشار طبیعی و یک کشور پس از جنگ مثل افغانستان است تشکیل میدهد طوریکه چالش های عمده که فراه راه سکتور معادن ان است را برای معادن افغانستان به تحقیق گرفته شده است.

چالش ها

1- فقدان امنیت

  • دریک تحقیق که توسط کمپنی miga بین 32 موسسه فعال در سکتورهای مختلف انجام شده بود نشان میدهد که این موسسه ها بخاطر حفظ جان و مال خود سالانه مبالغ زیاد را به گروه های شبه نظامیان پرداخت می کنند. از این میان 17 موسسه سالانه مبلغ ب23000$ دالر امریکای را برای تامین امنیت شان می پردازند .
  • سرمایگذاران و تجاران در مصاحبه از اختطاف کارمندان و اقارب شان به شدت نگران می باشند مثلیکه یکی از سرمایگذاران می گوید که راننده موترش را اختطاف د و بعد ازمذاکره در بدل پول هنگفت بعد از چند روز ازاد د در همین حال سرماگذار دیگر می گوید که یکی از اعضای فامیل اش توسط ادم ربایان اختطاف شده بود که بعد از پرداخت پول زیاد بعد از 17 روز ازاد شد.
  • به گزارش خبرگزاری های ، بخدی و آوا ، و به گفته بعضی از کارشناسان علت اصلی است اج معادن بصورت خودسر، کار ن چینایی ها در معدن مس عینک وکمپنی های که در معدن اهن حاجیگگ برنده شدند نبود امنیت است.

2- فساد اداری:

  • براساس گزارش بانک جهانی افغانستان طی سال های گذشته در رده های نخست کشورهای دارای فساد اداری قرار میگیرد طوریکه در سال 2005 از میان 159 کشور افغانستان مقام 117 هم را از ان خود کرده و در سال 2010 از میال 178 کشور ، مقام 176 هم را از آن خود کرده است.
  • دیده بان شفافیت افغانستان براساس سروی که بین 6500 در 32 ولایت انجام داده بود می گوید که فساد اداری جز زندگی مردم افغانستان شده طوریکه 28% از این میان رشوت می پردازند تا از خدمات عام المنفعه مستفید شوند.
  • رو مه هشت صبح اکثر از قرار داد های معادن را به ضرر مردم افغانستان میداند و می گوید که کمپنی های که توانایی است اج و بهره برداری از معادن را داشتند شارت لیست شدند و لی برنده نشدند در عوض کمپنی های برنده شدند که بعضی های شان فاقد هویت هستند و بعضی های دیگرشان توانای انجام کاررا ندارند . آمو دریا

3- فقدان زیربنا

1.3 - فقدان سرک های قیر شده:

- سه دهه جنگ باعث نابودی سرک قیر شده اکثر نقاط افغانستان شده که این باعث میشود تجاران بخاطر حمل و نقل محموله های شان مشکلات زیاد را داشته باشند .

- در همین حال معادن سرشار افغانستان در مناطق مختلف آن قرار دارد مثلا ذغال سنگ در دره صوف ،اهن در بامیان، مس در لوگر ، گاز و نفت در شمال .

- سروی که توسط بانک جهانی در سال 2012 در میان 338 کمپنی فعال صورت گرفته بود نشان میدهد که تقریبا 40% از انها از نبود سرک های قیر شده و خط ریل رنج می برند و مشکلات زیاد را برایشان خلق کرده است که اکثرا مانع کارشان میشود.

2.3 - فقدان سرمایه انسانی

- تئودر شولتز تیوری را ارایه می کند که ”منابع طبیعی و موجودات ماورالطبیعه نمی توانند باعث تغیر و دستی به توسعه اقتصادی را ممکن سازند بلکه این سرمایه انسانی است که ان را ممکن می سازد“.

- کارشناسان دلیل حکومت داری ضعیف و حیف و میل شدن ملیارد ها کمک های جامعه جهانی را کمبود سرمایه انسانی میدانند و دلیل انرا سه دهه جنگ که باعث فراربسیاری از تحصیل یافتگان و از تحصیل باز ماندن باقی ماندگان می باشد و اظهار می کنند که ت افغانستان نیز کدام برنامه در این خصوص ندارد. از میان افراد فراری از کشور تنها 36 هزار نفر تحصیل کرده و متخصص تنها در ایران زندگی می کنند که از این میان تنها 1500 نفر ان بواسطه سازمان بین المللی مهاجرت به وطن بازگشتانده شده است و مابقی در آن کشور و کشورهای دیگر کار می کنند.

- در شروع حکومت و حکومتداری بعد از فروپاشی هزاران شهروند خارجی به حیث مشاور با معاش های هنگفت به افغانستان امدن و بکار پرداختند و پول زیاد را با خود بردند درحالیکه اگر این مشاورین داخلی می بودند قسمت اعظم ان پول ها در داخل مصرف می شد و سیستم را به سمت جلو هدایت میداد.

3.3 - فقدان انرژی برق

  • برای است اج معادن کلان برق به قدرت بالای در کار است که در حال حاضر برق افغانستان نمی تواند تجارت های کوچک را حتی حمایت کند در سروی بانک جهانی از میان 338 کمپنی 64% انها از نبود برق شکایت دارند و دسترسی به برق ندارند.
  • درحال حاضر 90% برق افغانستان از کشور تاج تان وارد میشود که ت مجبور است سالانه به مقدار 36 ملیون دالر امریکای را به ان کشور صرفیه بپردازد.
  • این درحالی است که منابع برقی در افغانستان به اندازه کافی وجود دارند از جمله میتوان به آب ، ذغال سنگ، لیتیم و یورانیوم اشاره کرد .
  • براساس تخمین ها منابع افغانستان توانایی تولید 24000 میگا وات برق را دارا می باشد در حالیکه افغانستان در کل به 10000 میگا وات برق ضرورت دارد .

راه حل ها

1- تامین امنیت:

  • تعریف مشخص از گروه های شبه نظامیان باید توسط حکومت مرکزی صورت گیرد که دوست اند یا دشمن .
  • بالای ایالات متحده امریکا که بر اساس پیمان امنیتی امضا شده پایگاه نظامی در کشور دارد باید فشار اورده شود که در قسمت تامین امنیت بشکل اصولی ان همکاری نماید و مسئولیت بگیرد طوریکه کشورهای مانند کویت ، ایتالیا، جاپان ، کوریایی جنوبی ، جرمنی که امریکا در انها پایگاه نظامی دارد از امنیت خوب برخوردار اند و اقتصاد خوبی دارند.
  • منابع تمویل گروه های شبه نظامیان مسلح باید از بین برده شوند مانند کشت و است اج معادن خود بصورت خودسر.
  • با کشورهای همسایه افغانستان مانند ایران و پا تان در قسمت اینکه امنیت را در کشور از بین می برند باید گفتگوی جدی صورت گیرد و در پایگاه نظامی باید نقش خود را ایفا نماید.

2- محو فساد اداری:

  • به نقل از سازمان شفافیت بین المللی ” کشورهائیکه در آن جامعه مدنی ، پارلمان ، حکومتداران و مردم عام از قانون اطاعت می کنند بهترین حکومتداری را شاهد می باشند مانند فنلند، دنمارک ، ناروی و سوئیس ” . بنا احترام اطاعت و پیروی از قانون اولین راهی در راستای زدودن فساد اداری است .
  • که برای ان کشور نیازمند یک پارلمان است که از هرنوع سلطه گری حکومت در امان باشد و حیثیت خود را منیحیث مردم بشکل اصولی ان انجام دهند و مردم هم بکوشند تا اشخاص صادق و متعهد را شان انتخاب کنند.
  • سپردن کار به اهل کار باید اولویت داده شود و هرنوع معلومات که از طرف جامعه مدنی و مردم درخواست میگردد باید در اختیارشان قرار گیرد ( قانون اطلاعات ). و همینطور یک ارتباط قوی م ن جامعه مدنی ، حکومت ، قضا و پارلمان باید ایجاد شود طوریکه هرنوع کار در حکومت و قضا باید زیر جامعه مدنی و پارلمان قرار داشته باشند.

3- ایجاد زیربنا:

  • پروژه های ساختمانی و سرک سازی اولا باید به شرکت های معتبر که دارای اجرات عالی و گذشته خوب باشد س شود و دوما این شرکت ها حق نداشته باشند تا پروژه را به شرکت های دیگر دست به دست کنند.
  • قراد دادی های معادن کلان اولا باید تصفیه خانه ها ، سرک و خط اهن را که در شرطنامه گنجانیده شده اند بسازند و بعد از تکمیل ان به کار است اج شروع کنند در غیر آن کارهم برای خودشان مشکل است و هم شاید برای ت نخواهد مفاد داشته باشند .
  • از حضور امریکا که بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان است استفاده اعظمی صورت گیرد تا جائیکه به کمک آن افغانستان قادر شود مارشال پلان را برای دستی به توسعه بسازد. از آنجائیکه امریکا بعد از جنگ جهانی دوم بنا به دلیل مشخص مارشال پلان را برای بازسازی اروپا ساخت از قرائین پیداست که باید برای افغانستان هم بسازد درغیر آن سرنوشت بودن اش در افغانستان به بودنش در عراق میماند.
  • بند های آب ( کجکی ، ماهیپر ، سروبی ، نغلو ، سلما ، سردِه ،چک وردک ، جبل السراج ، کامه ، کوکچه و داله ) باید در روشنی یک استراتیژی جامع مورد استفاده قرار گیرند تا تقاضای داخلی را به برق مرفوع سازند.

نتیجه گیری

سکتور برجسته که میتواند اقتصاد افغانستان را به ساحل نجات برساند و سطح زندگی مردم افغانستان را بلند ببرد سکتور معادن است.

چالش های عمده که در مقابل این سکتور وجود دارد عبارتند از فقدان امنیت، فقدان زیربنا ( سرک ، سرمایه انسانی و برق ) و فساد اداری می باشند.

و باید گفت که به دلیل موجود بودن و زمان بر بودن رفع چالش ها، بهتراست ت افغانستان است اج معادن کلان را به تاخیر اندازد ویا قرارداد های کلان را به تعلیق اندازد و تمرکز بالای معادن کوچک و حرفوی صورت گیرد.

و برای از بین بردن چالش ها از سرمایدگذاری بالای سرمایه انسانی شروع کند تا سرمایه فزیکی طوریکه استفاده از افراد متخصص شفافیت وحسابدهی را به ارمغان دارد که این به نوبه خود کاهش فساد اداری را به دنبال داشته که جلب سرمایگذاری ها را به دنبال دارد که آن هم به نوبه خود تامین امنیت را از درون جامعه افغانی به دنبال دارد.


اطلاعات

پروژه توتاپ در کنار پروژه های منطقوی دیگر، انتقال برق از ترکمنستان به افغانستان و پا تان را پس از عبور از کشورهای ازب تان و تاج تان ممکن می سازد. البته افغانستان خود ظرفیت و منابع خوبی برای تولید انرژی برق را دارد اما به دلیل هزینه بلند که در ساخت و راه اندازی آن نیاز است برای فعلا سخت بنظر میرسد اما ناممکن نی. در یک نگاه از آنجائیکه انرژی برق یکی از عوامل دستی به به رشد و توسعه اقتصادی است این پروژه میتواند گامی به پیش تلقی و محسوب شود.

اما گروگان گرفتن اقتصاد در خدمت سیاست آن هم از نوع قومی و یا سیاست زدگی اقتصاد افغانستان که سال هاست بربادی و بدبختی را برای مردم افغانستان به ارمغان داشته همچنان چالش اصلی فراه راهی تطبیق این پروژه مهم و حیاتی که اینده شگوفا را تضمین می کند نیز قرار دارد و این را سبوتاژ می کند. طوریکه مسئولین اداره برق افغانستان ( شرکت برشنا) خلاص اصول چشم انداز توسعه و یافته های شرکت المانی در خصوص ماستر پلان برق افغانستان می خواهد مسیر این انتقال را که بنا به دلایل مشخص اقتصادی و تخنیکی باید از سمنگان و بامیان به کابل و از آنجا به ارغنده و غزنی و سرانجان به پا تان برسد به دلیل مشخص که رنگ و بوی فاشیستی میدهد با توجیهی هفت ملیون دالر کاهش هزینه ا زمسیر صعب العبور سالنگ به کابل انجام دهند.

در حالیکه مسیر سالنگ پرخطرترین مسیر در این خصوص می باشد زیرا پایتخت نشینان در سال های گذاشته شاهد قطع شدن برق توسط برف کوچ ها برای مدت قریب به دوماه بودند. و از طرف دیگر قرار است ین دیگر که کاسا یک هزار و 220 کیلووات می باشند نیز از این مسیر بگذرند که این موضوع توسط شرکت المانی تاکید شده که با عبور تمام لین های برق از این مسیر با اندک ترین حادثه در سالنگ تمام ا و مردم افغانستان برای مدت طولانی بی برق خواهند بود در صورتیکه اگر توتاپ از سمنگان وبامیان بگذرد فاجعه بی برقی تا جایی را در اینده قابل حل خواهد بود زیرا توتاپ میتواند برای کاسا یک هزار رناتیف باشد و برع

بنا اگر این پروژه از مسیر اصلی خود که به دلایل اقتصادی و تخنیکی به دور از هرنوع بینش های پوچ و مضحک همان سمنگان و بامیان می باشد منحرف شود از یک طرف باعث پیامدهای ناگوار اقتصادی شده و از طرف دیگر بی ثباتی را تشدید بخشیده که باالنوبه فاصله بین مردم و حکومت را بیشتر می کند. از منظر میتواند یک گام به عقب تلقی یا محسوب شود.

بهتر است گروگان گرفتن اقتصاد در خدمت سیاست ها مضحک قومی که این حال و روز برای ما به ارمغان داشته کنار گذاشته تا دستی به توسعه اقتصادی را تسهیل کرده باشیم. سالهاست که طرح های بنیادی و اساسی که سطح زندگی بهتر مردم عزیز افغانستان را باعث میشوند با سیاست بازی ها و رویکرد های قومی سبوتاژ کردیم که به مراتب اینگونه سیاست بازی به ضرر قوم که ظاهرا به نفع آن قوم بوده انجامیده است.


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: توتاپ، گامی به پیش یا به عقب!
  • کلمات کلیدی: افغانستان ,مسیر ,پروژه ,سیاست ,اقتصادی ,مردم ,ارمغان داشته ,شرکت المانی ,سیاست بازی ,مردم افغانستان ,خدمت سیاست ,گروگان گرفتن اقتصاد