.:: ساز مخالف ::.

آخرین مطالب و اطلاعات دریافت شده از وب سایت .:: ساز مخالف ::. به همراه لینک مستقیم مطالب در سایت مرجع نمایش داده شده است.

نحوه شهادت شهید یاری به نقل از فرزندش:

پدرم با حدود 300 نفر از همرزمانش در مسجدی برای بارگیری مهمات و تجدیدقوا مستقر میشوند. ایشان با ذکاوت و تجارب فراوان حاصل از دوران جنگ تحمیلی و مبارزه با تروریستهای بعثی بعد از سقوط صدام، به محض دیدن خودروی مشکوکی که با سرعت زیاد به سمت می آید پشت فرمان خودرویش نشسته و راه را می بندد. تروریست تکفیری همزمان با برخورد ماشین بمبگذاری شده اش با خودروی پدر ، کمربند انتحاریش را هم منفجر کرده و آن مجاهد رشید مثل چهار برادرش محمد، باسم، قاسم و مازن که عشق به خدا و ائمه هدی را با وضوی خون اقامه کرده اند به درجه رفیع شهادت نائل میگردد.

در برابر رشادت و ایثار این بزرگمرد سر تعظیم فرود آورده و با خانواده شهید م ع حرم ،صادق یاری ، خصوصاً فرزند ارشد ایشان،معلم فرهیخته و قرآن، آقای سهیل یاری ابراز همدردی می نمایم.


اطلاعات

نحوه شهادت شهید یاری به نقل از فرزند ارشدش:

پدرم با حدود 300 نفر از همرزمانش در مسجدی برای بارگیری مهمات و تجدیدقوا مستقر میشوند. شهید یاری با ذکاوت و تجارب فراوانی که در دوران جنگ با صدام و بعد از آن با تروریستهای بعثی به دست آورده بود به محض دیدن خودروی مشکوکی که با سرعت زیاد به سمتشان می آید پشت فرمان خودرویش نشسته و راه را می بندد. آن تروریست تکفیری همزمان با برخورد ماشین بمبگذاری شده اش با خودروی شهید ، کمربند انتحاریش را هم منفجر کرده و آن مجاهد رشید مثل چهار برادرش محمد، باسم، قاسم و مازن که عشق به خدا و ائمه هدی را با وضوی خون اقامه کرده اند به درجه رفیع شهادت نائل میگردد.در برابر رشادت و ایثار این بزرگمرد سر تعظیم فرود آورده و با خانواده شهید م ع حرم ،صادق یاری ، خصوصاً فرزند ارشد ایشان،معلم فرهیخته و قرآن آقای سهیل یاری که ابراز همدردی می نمایم.


اطلاعات

نازدانه پدر!

روح شعرهای عاشقانه پدر!

کنج خانه ام در انتظار آن دم بدون بازدم نشسته ام.

روح خسته ای از این قفس فرار میکند که سالهای سال بیقرار بود

چه رنجها که برد!

چه زخمها که خورد!

...

آه...

آرزوی قدکشیدن تو را

در کنار یار دیدن تو را...

به گور میبرم.

...

آه...

سن و سال تو به درک مرگ قد نمیدهد

لحظه های سخت احتضار نیستی

جنازه مرا مشایعت نمیکنی

در عزای هیچ آدمی

برگ زردی از درخت کرم خورده ای جدا نمیشود

در عزای آدم غریب

اشک حسرتی ز دیده ای نمیچکد

ناله ای ز نای به گوش آسمان نمیرسد.

........

هست و نیستم!

برای هر دقیقه ای که بی تو زیستم

حلال کن!

...

خلاصه میکنم!

ساده مثل من نباش!

دل به سنگدل نبند!

والسلام!


اطلاعات

نازدانه پدر!

روح شعرهای عاشقانه پدر!

کنج خانه ام در انتظار آن دم بدون بازدم نشسته ام.

روح خسته ای از این قفس فرار میکند که سالهای سال بیقرار بود

چه رنجها که برد!

چه زخمها که خورد!

...

آه...

آرزوی قدکشیدن تو را

در کنار یار گلعذار دیدن تو را به گور میبرم.

...

آه...

سن و سال تو به درک مرگ قد نمیدهد

لحظه های سخت احتضار نیستی

جنازه مرا مشایعت نمیکنی

در عزای هیچ آدمی

برگ زردی از درخت کرم خورده ای جدا نمیشود

در عزای آدم غریب

اشک حسرتی ز دیده ای نمیچکد

ناله ای ز نای به گوش آسمان نمیرسد.

........

هست و نیستم!

برای هر دقیقه ای که بی تو زیستم

حلال کن!

...

خلاصه میکنم!

ساده مثل من نباش!

دل به سنگدل نبند!

والسلام!


اطلاعات

نازدانه پدر!

روح شعرهای عاشقانه پدر!

کنج خانه و در انتظار آن دم بدون بازدم نشسته ام.

روح خسته ای از این قفس فرار میکند که سالهای سال بیقرار بود

چه رنجها که برد!

چه زخمها که خورد!

...

آه...

آرزوی قدکشیدن تو را

در کنار یار گلعذار دیدن تو را به گور میبرم.

...

آه...

سن و سال تو به درک مرگ قد نمیدهد

لحظه های سخت احتضار نیستی

جنازه مرا مشایعت نمیکنی

در عزای هیچ آدمی

برگ زردی از درخت کرم خورده ای جدا نمیشود

در عزای آدم غریب

اشک حسرتی ز دیده ای نمیچکد

ناله ای ز نای به گوش آسمان نمیرسد.

........

هست و نیستم!

برای هر دقیقه ای که بی تو زیستم

حلال کن!

...

خلاصه میکنم!

ساده مثل من نباش!

دل به سنگدل نبند!

والسلام!


اطلاعات

گ ار محله و فامیل دور و کارفرمای سابق ب به مناسبت ششمین سالگرد شروع روزگار ارباب رعیتی قدیم و همون همکاری امروز،با پیامک جمله(شش سال پیش بود)فرستاد که در جوابش دری وری هامو بفرستم.فی البداهه سرودیم و تقدیم نمودیم.

شش خزانِ پیش بود.

بختمان به تخت اگر نبود

رخت تیره هم نداشت!

کی دل ش ته داشتیم؟

کی روان پریش بود؟!

.........

آی روزگار!!!

موی من سیاه بود

روی دوست مثل ماه بود

کو، کجاست آن طراوات و نشاط؟!

آی روزگار!!!

حالمان اگر چه بد

دردمان اگر چه بیشمار

پیری و ش تگی برایمان مضارع بعید بود...

..........

باختیم!

آنچه در تخیلات خویش ساختیم

نقش روی آب بود

فکر من اب بود

فکر او اب بود

صادقانه اعتراف میکنم

آنچه ابلهانه سوی آن شتافتیم

سراب بود...


اطلاعات

نازدانه پدر!

روح شعرهای عاشقانه پدر!

کنج دنج خانه انتظار میکشم

انتظار آن دم بدون بازدم

روح خسته ای به اتفاق آ ین نفس کزین قفس فرار میکند.

سالهای سال بیقرار بود

درد و داغ بیشمار داشت

چه رنجها که برد!

چه زخمها که خورد!

...

ای دریغ

با هزار آرزو به خاک میروم

آرزوی قدکشیدنت

آرزوی در کنار یار گلعذار دیدنت

...

آه...

سن و سال تو به درک مرگ قد نمیدهد

لحظه های سخت احتضار نیستی

جنازه مرا مشایعت نمیکنی

در عزای هیچ آدمی

برگ زردی از درخت کرم خورده ای جدا نمیشود

در عزای آدم غریب

اشک حسرتی ز دیده ای نمیچکد

ناله ای ز نای به گوش آسمان نمیرسد.

کودکم!

هست و نیستم!

حلال کن

2بهار بی تو زیستم!

...

در 2جمله حرف های مانده را خلاصه میکنم!

ساده مثل من نباش!

دل به سنگدل نبند!

والسلام!


اطلاعات

دلمان یک استکان چای تازه دم میخواهد که توی نعلبکی گل قرمرز بریزی و هورت بکشی. از آب چشمه درویش که توی کتری دودگرفته از هیزم بلوط بجوشد. دم غروب که سر و کله چوپانهای خسته به زور از لای غبار عقب گله پیداست چند کشک* ترخینه* گلپونه دار از سر کولا* برداری و روی تخته سنگ کنار داوار* ملچ و ملوچ کنان بخوری و رویش یک لیوان آب خنک مشک سر بکشی.تا نصفه شب زیر نور فانوس گرم بگو بخند باشی و وسخوان کنار زاده ها چهارزانو دور آتش بنشینی و کره ی روی نان ساجی بمالی و نوش جان کنی!

حیف که آن بچه شهری مزلف عذب و معذب نم م که از لای چنارهای لب رودخانه با آینه جیبی نور می انداخت توی صورت دخترهای سر چشمه!تیز نگاهمان می د و ریز به ریشمان می خندیدند و ریده ها!

خاصه آن بالابلندی که رشته گیسوی بافته اش به گردن پیر و جوان ایل بود. عطر گردنبند میخکش میخکوبت میکرد. مشک پر میکرد و زیر پای دلت را سر میکرد. قطره ای از مستی چشمش را چاشنی کاسه آب دستش میکرد و مسکرات آب حوض میشدند! با شیطنت شیرین حکم سلطنت دیرین دل هر دیار البشری را میگرفت.

طراوت و حلاوت نوجوانی کم از مکنت و جل خسروانی ندارد. افسوس نه ما همانیم و نه او همان تازه جوان امان!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کشک ( واحد شمارش ترخینه!!!)

ترخینه (مانند کشک است ولی از گندم و دوغ)

کولا (آلاچیق)

داوار (سیاه چادر)


اطلاعات

گ ار محله و فامیل دور و کارفرمای سابق ب به مناسبت ششمین سالگرد شروع روزگار ارباب رعیتی قدیم و همون همکاری امروز،با پیامک جمله(شش سال پیش بود)فرستاد که در جوابش دری وری هامو بفرستم.فی البداهه سرودیم و تقدیم نمودیم.

شش خزانِ پیش بود.

رخت بختمان سیه نبود!

کی دل ش ته داشتیم؟

کداممان روان پریش بود؟

.........

موی من سیاه

روی تو چو ماه

کو، کجاست آن طراوات و نشاط؟!

ناپدید شد!!

روی تو چه سیمگونه شد

محاسنم سفید شد.

حالمان اگر چه بد

دردمان اگر چه بیشمار

آی روزگار!!!

روزهای پیری و ش تگی برایمان هنوز

مضارع بعید بود...

..........

باختیم!

آنچه در تخیلات خویش ساختیم

نقش روی آب بود

فکر من اب بود

فکر تو اب بود

صادقانه اعتراف میکنم

آنچه ابلهانه سوی آن شتافتیم

سراب بود...


اطلاعات

گ ار محله و فامیل دور و کارفرمای سابق ب به مناسبت ششمین سالگرد شروع روزگار ارباب رعیتی قدیم و همون همکاری امروز،با پیامک جمله(شش سال پیش بود)فرستاد که در جوابش دری وری هامو بفرستم.فی البداهه سرودیم و تقدیم نمودیم.

شش خزانِ پیش بود.

گرگ روزگار در لباس میش بود.

رخت بختمان سیه نبود!

کی دل ش ته داشتیم؟

کداممان روان پریش بود؟

.........

موی من سیاه

روی تو چو ماه

کو، کجاست آن طراوات جوانی و جلال خسروانی و نشاط؟!

ناپدید شد!!

روی تو چه سیمگونه شد

محاسنم سفید شد.

حالمان اگر چه بد

دردمان اگر چه بیشمار

آی روزگار!!!

روزهای پیری و ش تگی برایمان هنوز

مضارع بعید بود...

..........

باختیم!

آنچه در تخیلات خویش ساختیم

نقش روی آب بود

فکر من اب بود

فکر تو اب بود

صادقانه اعتراف میکنم

آنچه ابلهانه سوی آن شتافتیم

سراب بود...


اطلاعات



تنها خداست که می ماند...

احتمالاً این آ ین چیزیه که مینویسم!ته خط همینجاست که هستم! به جرم علاقه به کودک شیرین زبان شیرین حرکاتم که حاضر به فروختنش برای یدن م نیستم متهم به انجام انواع و اقسام جرائم شدم. بزودی اسیر سکه هایی به اسم بهار میشم و فقط میتونم اعتراض انقل م که اونم به استناد یه ماده قانونی جرمه.گناه من بالانرفتن درآمد متناسب با تورم موجود و فشار روانی ناشی از اون بود.گناه من وجود شرایط بدی اقتصادی مملکته که در ایجادش نقشی نداشتم.بعنوان یه ورش ته مالی و عاطفی با همه انی که در حقشون اجحاف شده و متظلم شدن احساس همدردی میکنم.


الله اکبر


الله اکبر


الله اکبر



نازدانه پدر!

ای مخاطب تمام شعرهای عاشقانه پدر!

کنج دنج خانه انتظار میکشم

انتظار آن دم بدون بازدم

روح خسته ای به اتفاق آ ین نفس کزین قفس فرار میکند.

سالهای سال بیقرار بود

درد و داغ بیشمار داشت

چه رنجها که برد!

چه زخمها که خورد!

...

ای دریغ

با هزار آرزو به خاک میروم

آرزوی قدکشیدنت

آرزوی در کنار یار گلعذار دیدنت

...

آه...

سن و سال تو به درک مرگ قد نمیدهد

لحظه های سخت احتضار نیستی

جنازه مرا مشایعت نمیکنی

در عزای هیچ آدمی

برگ زردی از درخت کرم خورده ای جدا نمیشود

در عزای آدم غریب

اشک حسرتی ز دیده ای نمیچکد

ناله ای ز نای به گوش آسمان نمیرسد.

کودکم!

هست و نیستم!

حلال کن

2بهار بی تو زیستم!

...

در 2جمله حرف های مانده را خلاصه میکنم!

ساده مثل من نباش!

دل به سنگدل نبند!

والسلام!




اطلاعات

دلمان یک استکان چای تازه دم میخواهد که توی نعلبکی گل قرمرز بریزی و هورت بکشی. از آب چشمه درویش که توی کتری دودگرفته از هیزم بلوط بجوشد. دم غروب که سر و کله چوپانهای خسته به زور از لای غبار عقب گله پیداست چند کشک* ترخینه* گلپونه دار از سر کولا* برداری و روی تخته سنگ کنار داوار* ملچ و ملوچ کنان بخوری و رویش یک لیوان آب خنک مشک سر بکشی.تا نصفه شب زیر نور فانوس گرم بگو بخند باشی و وسخوان کنار زاده ها چهارزانو دور آتش بنشینی و کره ی روی نان ساجی بمالی و نوش جان کنی!

حیف که آن بچه شهری مزلف عذب و معذب نم م که از لای چنارهای لب رودخانه با آینه جیبی نور می انداخت توی صورت دخترهای سر چشمه!تیز نگاهمان می د و ریز به ریشمان می خندیدند و ریده ها!

خاصه آن بالابلندی که رشته گیسوی بافته اش به گردن پیر و چوان ایل بود. عطر گردنبند میخکش میخکوبت میکرد. مشک پر میکرد و زیر پای دلت را سر میکرد. قطره ای از مستی چشمش که چاشنی کاسه آب دستش میشد رونق از عرق کهنه شیراز میرفت! با شیطنت شیرین حکم سلطنت دیرین دل هر دیار البشری را میگرفت.

طراوت و حلاوت نوجوانی کم از مکنت و جل خسروانی ندارد. افسوس نه ما همانیم و نه او همان تازه جوان امان!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کشک ( واحد شمارش ترخینه!!!)

ترخینه (مانند کشک است ولی از گندم و دوغ)

کولا (آلاچیق)

داوار (سیاه چادر)


اطلاعات