آبی ناگهان

آخرین مطالب و اطلاعات دریافت شده از وب سایت آبی ناگهان به همراه لینک مستقیم مطالب در سایت مرجع نمایش داده شده است.
http://rasaaneh.com/2015/09/%d9%88%db%8c%d8%b1%da%af%d9%88%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1/
رسانه منتشر شد
تنهاتر از آعاز تا ویرگول ها به کنار

بررسی ی مجموعه ی شعرهای آفاق شوهانی
منصور خورشیدی
————————————————–
یک دهه تلاش و چهار مجموعه شعر


اطلاعات

روایتی آگاهانه از طبیعت در چند پله

نگاه به مجموعه شعر " وقتی صدا را مرتکب شدم "

سروده میثم ریاحی

منصور خورشیدی


" میثم ریاحی می تواند با دریافت مفاهیم انتزاعی ، ذهنی در میان تصاویر عینی در یک ساخت هدفمند فضای فکری خود را با ابعاد دیگری از عوامل دخیل در شعر پیوند دهد . و با امکانات گسترده ی زبان در جغرافیای هستی ( نوستالژیک ) در طبیعت پدیده ها افق فکری خود را با اندکی تغییر در زاویه ی دید از سطح تصویرهای ساده و بصری در برخی شعرها به سمت عمیق ترین لایه های زبان بکشاند تا با عبور از پله های تانی تفکر خود را تلنگری برای تحول در زبان شعر کند ."

http://piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=1210



اطلاعات


خسروانی عشق
نقد مجموعه شعر های منصور خورشیدی
----------------------------------------------
شاید نتوان به راحتی در مورد جایگاه خورشیدی در عرصه ی شعر امروز تن به رتبه بندی داد اما کیست که بتواند تأثیر شعر او در شعر امروز و در نسل های بعد و جایگاه استوار او در حوزه ی شعرش را انکار کند

حضور محکم و پر رنگ خورشیدی با همان کتاب اولش « خطابه های کهنسال کودکی » نمایان شد و با نامی که برایش انتخاب کرده بود انگار می دانست که آمده است تا آهنگ دیگری در شعر امروز بنوازد و چهره ای متمایز با آن چه تا آن روز در شعر ما بود، به نمایش بگذارد
«
از فکرهای با تو » و به خصوص شعر « شاید به توان مانیفست گونه ای «خسروانی عشق »دانست برای شعر خورشیدی و ورودش به جهان شعر که در آن مختصاتی از شعر و نظرگاهِ شاعر را نسبت به پیرامونش و انعکاس آن در شعرش نشان می دهد،
این دیدگاه تا مدتی تقریبا ً طولانی همراه او بود، شاید چیزی شبیه مانیفستِ شعرگونه ی شاملو – شعری که زندگی ست - که در آن محدویت ها و عناصر برجسته و نگرش مخصوص شاملو در شعر به نمایش درآمده است : انتقاد به شعر شاعر پیشین،انتقاد به وزن و قافیه، اشاره به زندگی، درد، و نان و … مسائلی که به طور واقعی گریبانگیر زندگی انسان معاصر هستند

به هفت پَرده
از نگاه تو
می افتد
خسروانی عشق
تا
راز نهفت آفتاب
در هم بریزد
خیال آدم
از جاذبه های مدام
پُر می شود
خورشیدی در این شعر با صدای بلند که به نظرم مناسب احوال روستایی اش است ولی در عین حال نیز تواضع و یکرنگی ای را که حفظ کرده است، اعلام می کند که مختصات و چارچوب کلی شعرش کجای واقعیت شعر دهه ی هفتاد قرار دارد و از کجا می آید، به کجا
شاعردر جستجوی روزنه ای ست که فکرها و شه های بالا بلندِ ذهنش را برای مان تعریف کند و تنها لحظه ای را برای مان به ارمغان بیاورد، در این فکر نیست که جای ی را تنگ کند و بخواهد که ماندگار و همیشگی شود .
در شعرهای دوره ی اول ما با شاعری روبه رو هستیم که چشم انداز و نگاه غیر شهری به پیرامونش دارد و این نگاه برگرفته از طبیعت و جغرافیای ویژه ی زندگی اوست که آن را وارد شعرکرده و شعرش را صاحب شخصیتی بوم گرا می کند، اما شعرش تنها به موضوع بوم گرایی محدود نمی شود و مدام طبیعت ش را با بن مایه های تاریخی و اسطوره ای می آمیزد، استفاده از کلمه هایی که نمایانگر طبیعت است نظیر :
" خورشید،چشمه، آهو، ، ستاره، تپه، باغ، سار، دریا، موج، سنگ، بهار، کبک، کوهسار، گردنه، دامنه ، باران و کف و …" در کنار کلمه هایی که اززبان بومی و محلی شاعر (شمال) آمده است .
شاعرانه در این اشعار دست به آفرینش های نو و خلق تصاویر و ترکیب های ابداعی شگفتی می زند و در کنار نگاه تازه خود به طبیعت اطراف قرار می دهد و شعری این گونه پدید می آورد :
زیر باران به هنگام
نگاهی به آسمان
مدهوشم می کند
در قیامت وقت و
قامت تمام راه
تاعصیان ریشه
روی سنگ
رشد ساقه های جوان را
در نگاه تو آراسته کند
عبور عقربه در گردش سریع
روی ترکیب تن
دایره های دگر می زند
این تصویر و ترکیب بندی در این قاب، یکی از همان نماهایی ست که سینما به صورت پیاپی نشان مان می دهد، آفت را فرض کنید که از پشت کفل یک اسب تنومند رو به پایین می رود و غروب می کند، ما با دوربینی که در ارتفاعی پایین تر از بدن اسب با فاصله ای مناسب کاشته ایم، منتظریم تا این تصویر بی نظیر را ثبت کنیم
به نظر می آید خورشیدی بدون دوربین و با کلام در دهه هفتاد، به خوبی از عهده ی این کار برآمده است . هماهنگی میان فرم، زبان و محتوای شعرهای خورشیدی معماری منسجمی برای اغلب شعرهای اش به وجود آورده است. که به نوعی نمایانگر اعتدال و توجه مداوم شاعر به جریان تلفیق ذهن و زبان و در پی آن رسیدن به تصویرهای عینی و حسی از فضاهای خاص می باشد،
و هیچگاه سعی از عبور نامطمئن از این اعتدال ِ به دست آورده نکرده است


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: خسروانی عشق .
  • کلمات کلیدی: خورشیدی ,شعرش ,طبیعت ,شاعر ,شاید ,خسروانی

اندکی از بهانه های هوش
تاملی بر یک شعر از منصور خورشیدی

علی مسعود هزارجریبی
-------------------------
از ضلع سپید وقت

به آسمانِ ساده ی آن سو می رسی

وقتی فاصله های رسیدن را

اتفاق های پیاپی

پُر می کند

ترس در صدایم زیبا می نشیند

آن گاه که –

بر آستان تو ایستاده اَم

روی واژه ها ی افراشته

با تکه هایی از آب

و تکه هایی از آبی

و اندکی از بهانه های هوش
منصور خورشیدی

+ + +

فضا ، ادوات ساخت و کارکرد تکنیکی زبان در تمام شعر های خورشیدی دیده می شود . این قطعه شعر اما ، فرم زبانی متفاوت دارد . در این شعر ، فرم قطعه و تکنیک کارکرد زبان فرمیک است و متناسب با متن ، تجربه ، زبان ، تکنیک و مقداری شگرد های شاعرانه یاد آور شعر های " لبریخته " ها است در حدِ تاثیر !
بیژن الهی اعتقاد دارد که :" تاثیر در شعر ایراد ندارد و موجب گسترش شعر می شود . برای شاعران جوان ، ایجاد انگیزه می کند در ب تجربه "

استحاله ی پیش آمده در شعر های خورشیدی ، هرکدام در موقعیت خود ، شعر های محکمی هستند . شاکله ی هر قطعه ، کمپوزیسیون و مداومت درونی و بیرونی در شکل ابژکتیو و سوبژکتیو مشهود است .

" از ضلع سپید وقت

به آسمانِ ساده ی آن سو می رسی "

در دو سطر ، سه فضا داریم :

1 – سپید ، سپیده و ضلع سپید

2 – وقت در قائمیت فضای مستقل

3 – رسیدن به آسمان ، به فضا

ذهن مخاطب باید غیر از آسمان ساده به آسمان دیگر برسد . در این سپیده و کانون وقت ، ساده و آن سو بحث را هرمنوتیک می کند ." آسمان ساده" ، فضا را پیچیده می کند ." آن سو" ، فضا را ساده و باز می کند . تک نشانه ای در این وادی داریم که ح انطباقی دارد .

حرف اضافه ی " م " کلید فرم است ! مرکز جهان است بین آسمان و آسان !

مسقط الراس فرو ریزش فرم ها وقت است که مرکز خیلی از چیز ها است . شکل دایره ای که شعاع بسیار دارد . وقت نیز نقطه ی مرکزی دارد .

" وقتی فاصله های رسیدن را

اتفاق های پیاپی

پُر می کند "

" وقت "در این جا فرا فیضی نیست ، به مثابه هنگام است . حتا در صفحات عقربه ی ساعت و چیز های دیگر بُرشی از وقت است که مرکزی است .

وقتِ مرکزی چیست ؟

دومین پلان و پارامتر " آن سو " فاصله است . و رسیدن ، ماهیت فاصله را معطوف و سپس مشمول خود می کند . می دانیم که بُعدِ دونقطه فاصله است از نقطه ی " الف " تا مکان " ب " را همین فضا در فاصله پُر می کند . از کدام نقطه به کدام ؟ یک بحث تاویلی است. از نقطه ی هیچ تا نقطه ی هیچ و " هیچ " در این جا انفعال نیست . پوچی نیست ! یک تحرک و یک انگیزه است و شکلی از دینامیسم حرکت است. به نوعی مداومت و پیاپی محسوب می شود .یعنی چه؟

در سطر چهارم " اتفاق های پیاپی " نشانی بعدی اتفاق است که با کیفیت پیاپی جمع می شود و معنای مداومت دارد . تاکید صریح در رسیدن و پیامد رسیدن در حوزه ی ترس معنا می شود .

" ترس در صدایم زیبا می نشیند "

در این قلمرو به موازات نشانی ها ، حس دیگری را پی آوردِ ارتباط با متن می کند که می توانیم پیام را در بازخوانی بعدی حذف و ترس را جایگزین کنیم .

حال ترس زیبا چیست ؟ " ترس در صدایم زیبا می نشیند "

" آن گاه که –

بر آستان تو ایستاده اَم "

در آغاز گفته شد که : ضمیر " تو " خطاب به وقت . به نشانه ها و حس ها است . خطاب به شاعر است یا خطاب به مخاطبی که پرچم می شود !

" روی واژه های افراشته

با تکه هایی از آب

و تکه هایی از آبی "

آبی را می توانی تکه کنی و تکه تکه در فضا رها کنی و تکه ای از آبی را آسمان بنامی ، اما ، آب را چگونه تکه می توان کرد ؟ که حرکت است و پیوسته است و مداومت دارد .

و در پایان ، بهانه های هوش، آن هم " اندکی از بهانه های هوش " را چگونه تکه کنیم ؟ که ضلع آبی دریا خوانده می شود !

دوازدهم مهر ماه1394


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: تاملی بر یک شعر از منصور خورشیدی
  • کلمات کلیدی: آسمان ,ساده ,فاصله ,نقطه ,خورشیدی ,پیاپی ,صدایم زیبا ,منصور خورشیدی ,مداومت دارد ,آسمان ساده ,وقتی فاصله

معرفی مجموعه شعر : "آبی ناگهان"

سروده منصور خورشیدی


" فصل پنجم " ، منتشر کرده است :

" آبی ناگهان "

سروده منصور خورشیدی

آبی ناگهان

" آبی ناگهان " دومین مجموعه شعر منصور خورشیدی شاعر نام آشنای بهشهری است که در 144 صفحه توسط انتشارات فصل پنجم منتشر گشته است . از منصور خورشیدی پیش از این مجموعه شعر " از فکرهای با تو " به نشر در آمده بود .

خورشیدی چند سالی است که دبیری بخش بررسی کتاب مجله ادبی پیاده رو را بر عهده دارد . این شاعر در مقدمه کتاب خویش چنین آورده است :

" آبیِ ناگهان
تکانم می دهد
دهان روز ، هنوز
بی طلوع تو بسته مانده است
از چه رو می ریزد
در من
این آبیِ از پس ِابر ها "

آبیِ ناگهان ، سال ها با من است . منظر جدیدی در بستر شعر . خلق یک موقعیت تازه از زبان ، پوست اندازی در میان واژه ها. که هوش تازه را در جستجوی کشف زبان در مکانیزم خیال تا امروز با خود آورده است.

چراکه تفکر شاعران آوانگارد پشتوانه غنی دارد و مرز جستجوهای غیر اصیل و تکراری را درهم می ریزد.رس ی را که در غنی زبان با خود دارد، تا آ ادامه می دهد . در شعر مدرن علامت ها و نشانه هایی وجود دارد تا یک موقعیت در موقعیتی دیگر خلق شود و پیش زمینه ای باشد برای درک و دریافت سرعت و حرکت در بُعد سوم حرف ،

نسبت هایی بین زمان و اشیا وجود دارد که هویت زبانی شاعر را می سازد. چون شعر حیات تازه زبان و کانون مقاومت زبان های زنده ی دنیا است ! کثرت گسترده از حضور فیزیکی پدیده ها بدل به وحدتی از متافیزیک که بحران تازه ای برای درک جدید از زبان شعر ایجاد می کند.

گردشی آگاهانه در زاویه ی دید ، طی طریق برای رسیدن به یک فاکتور استعلایی در رسیدن به علت غایی همزاد طلیعه ی تازه ی زبان در معرفت. مناسباتی که زمینه دیدار را فراهم می کند تا حذف غیاب صورت گیرد و “من سوم، آن حضور ناگهان” در زبان شاعر خلق شود و به تغییر واقعیت بپردازد .

" آبیِ ناگهان "حادثه ای است که در فضای ذهنی ایجاد می شود به همان صورتی که در فضای سپید سطر ها سر در می آورد و خلق حادثه می کند .


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: معرفی مجموعه شعر "آبی ناگهان"
  • کلمات کلیدی: ناگهان ,زبان ,خورشیدی ,تازه ,شاعر ,آبیِ ,منصور خورشیدی ,آبیِ ناگهان ,وجود دارد ,سروده منصور ,ناگهان سروده ,سروده منصور خورشیدی ,ناگهان سروده منص

معرفی منصور خورشیدی

منصورخورشیدی چاپ شعرهای خود را از دهه پنجاه آغاز کرد.

چهار کتاب چاپ شده در کارنامه خود دارد:

1 - «خطابه های کهنسال کودکی»۱۳۷۷ - 2 - «از فکرهای با تو" ۱۳۸۰ ، انتشارات نیم نگاه.

3 - «آبی ناگهان» : فصل پنجم . 1392 4 - «سجاده روی ماه بینداز» انتشارات نصیرا - 1393

از این شاعر و منتقد شعر حجم در ادبیات معاصر ،

مقالات بسیاری در داخل و خارج کشور منتشر شده است.

«از ترس مست شدیم» ، " لبریزی زبان " و " فرم و کارکرد کلمه در شعر حجم "

«حیرت عظیم حجم» و «بررسی شعرهای رویایی» شاعر و بانی شعر حجم

«نقد و بررسی شعر معاصر» در داخل و خارج کشور – " مرز میان هوشیاری و دیوانگی "

«سوررئالیسم جنجالی ترین مکتب ادبی جهان» و «بررسی مکتب های ادبی جهان»

«من سوم»، «سرشت باطنی انسان در جهان شعر» و " نوشت سرنوشت "

سه مجموعه شعر آماده ی چاپ دارد :

1 رسم کبوتر 2 تاجریزی خا تر 3 پروانه های پراکنده

مجموعه نقد هائی بر شعر معاصر ایران که در سایت های تخصصی ، ادبی " پیاده رو " ، " آوانگارد ها " و مجله ی بین المللی نوشتا و رسانه منتشر شده است .

منصور خورشیدی، متولد ۱۳۲۹، کارشناس زبان و ادبیات فارسی ، دبیر و مدرس پیش ی در آموزش و پرورش مازندران شاعر و منتقد شعر است.

که در این حوزه به منصور خورشیدی شهرت دارد

دبیر بخش بررسی کتاب در سایت ادبی و تخصصی " پیاده رو " در نقد شعر و داستان

فعالیت درسایت ادبی " آوانگاردها " به عنوان تئوریسین شعر حجم

عضو هیأت تحریریه و منتقد شعر و ادبیات داستانی در برخی مجلات بین المللی از جمله :

مجله قلمک در سوئد، مجله شهرونددر کانادا، مجله نگاه در فرانسه و مجله آفتاب در نروژ

و نگارش مقالاتی در کتاب های بین المللی " از حاشیه تا متن ، " "نگاه " ، شعر هائی در " قلمک"

و " شعر به دقیقه ی اکنون " و " راهیان شعر امروز "

و مجله ی بین المللی و سه زبانه " نوشتا " از دیگر فعالیت های

این شاعر و منتقد شعر محسوب می شود

در طول سه دهه فعالیت ادبی در زمینه ی شعر و داستان ،

مقالاتی در رو مه ی " مردم سالاری "

رو مه ی " اطلاعات" ، " اعتماد " ، آرمان " ، " فرهیختگان " ، " ابتکار " و " بهار " دارد .

از چهره های فعال در زمینه ی شعر و ادبیات معاصر است که

شعر های او به زبان " ترکی استانبولی "

، " اسپانیائی ، فرانسه و انگلیسی " ترجمه شده

و نظر منتقدان بسیاری را به خود جلب کرده است .

" آبیِ ناگهان

تکانم می دهد

دهان روز ، هنوز

بی طلوع تو بسته مانده است

از چه رو می ریزد

در من

این آبیِ از پس ِابر ها "

آبیِ ناگهان ، سال ها با من است . منظر جدیدی در بستر شعر . خلق یک موقعیت تازه از زبان ، پوست اندازی در میان واژه ها. که هوش تازه را در جستجوی کشف زبان در مکانیزم خیال تا امروز با خود آورده است.

چراکه تفکر شاعران آوانگارد پشتوانه غنی دارد و مرز جستجوهای غیر اصیل و تکراری را درهم می ریزد.رس ی را که در غنی زبان با خود دارد، تا آ ادامه می دهد . در شعر مدرن علامت ها و نشانه هایی وجود دارد تا یک موقعیت در موقعیتی دیگر خلق شود و پیش زمینه ای باشد برای درک و دریافت سرعت و حرکت در بُعد سوم حرف ،

نسبت هایی بین زمان و اشیا وجود دارد که هویت زبانی شاعر را می سازد. چون شعر حیات تازه زبان و کانون مقاومت زبان های زنده ی دنیا است ! کثرت گسترده از حضور فیزیکی پدیده ها بدل به وحدتی از متافیزیک که بحران تازه ای برای درک جدید از زبان شعر ایجاد می کند.

گردشی آگاهانه در زاویه ی دید ، طی طریق برای رسیدن به یک فاکتور استعلایی در رسیدن به علت غایی همزاد طلیعه ی تازه ی زبان در معرفت. مناسباتی که زمینه دیدار را فراهم می کند تا حذف غیاب صورت گیرد و “من سوم، آن حضور ناگهان” در زبان شاعر خلق شود و به تغییر واقعیت بپردازد .

" آبیِ ناگهان " حادثه ای است که در فضای ذهنی ایجاد می شود به همان صورتی که در فضای سپید سطر ها سر در می آورد و خلق حادثه می کند .


اطلاعات

منصور خورشیدی در گفت وگو با «بهار»

رؤیایی ، معمار شعر حجم

حسین بریمانی- خبرنگار
افلاطون سرودن شعر را خطرناک می داند چراکه شوریدگیِ شاعر را به مخاطب انتقال می دهد

و حتی او را به بی قانونی و آنارشیگری سوق می دهد؛ اما اگر احساس های نهفته

در شعر دچار پیچیدگی های فُرمی شده باشد، ما به تعدیلِ احساسیگری خواهیم رسید.

در اشعار منصور خورشیدی، بیان فرمیک یک وضعیت شاعرانه نوعی از فاصله گذاری

میان فرم و محتوا ایجاد کرده است که خواننده را مجاب به لغزش میان این دو خواهد کرد.

لغزش پایان ناپذیری که به عدم قطعیت در دستی به معنا خواهد انجامید

و ماندگاری شعر خورشیدی را تضمین می کند. منصور خورشیدی را

به عنوان شاعری آوانگارد می شناسیم که دغدغه حجمی خود را حفظ کرده است.

حال این سوال درمقابل ما خواهد بود که شعر حجم در دهه نود نیز

پتانسیل رویکردهای نوین به شعر را در خود دارد یا خیر.

دراین گفت وگو همچنین به موضوع شعر حجم و شعر خورشیدی پرداختیم

و سعی داشتیم تفاوت یا شباهت میان این دو را تبیین کنیم.

در گفت وگویی از یدالله رویایی به عنوان شاعر همه زمان ها یاد کردید.

حال آیا شعر حجم را نیز همه زمانی تصور می کنید؟ منظور من البته در آفرینش است.

امروزه پس از گذشت چند دهه از مانیفست حجم، شاعران کمتر به سمت نوشتار حجمی می روند

یا اگر هم مولفه هایی از حجم را خودآگاهانه به کار ببندند باز لقب حجم را برنمی تابند.

اگر قائل به یک حرکت تطوری در شعر باشیم، شعر حجم به زمان ابطال خود

برای گذر به شیوه های نوین تر، نزدیک می شود.

سوالی که با چنین مکانیسم ذهنى مطرح می شود، با پیش فرض، داوری

و زمان ابطال به سراغ شعر حجم مى آید، باید بداند که شعر حجم فرصتی

برای تاویل و هرمنوتیک ایجاد می کند. برای مدام تازه شدن بیانیه دوم

تفسیر نگفته ها بود و بیانیه سوم شعر حجم با استحکام و قدرت بیشتری منتشر شد،

زیرا «برد ملی و بین المللی» دارد. همه زمانی و همه مکانی است.

از زمان شروع تا امروز تمام پله های تحول را در شعر و در ادبیات معاصر طی کرد.

به ویژه در دهه هفتاد چهره های پیدا و پنهان شعر حضور خود را اعلام د.

نسبت های بسیاری میان رویکرد پدیده شناختى هوسرل با شعر معاصر و آوانگارد ایران وجود دارد

و با استمرار در خواندن شعر مدرن می توان به این تفکر نزدیک شد.

در اصل بیانیه حرف هایی بود که جامعه ادبی پذیرفت.

دو کتاب «از حاشیه تا متن» و «حتای مرگ» گواه این حرف است.

در هر صورت بدفهمی در همه سبک ها و سلیقه ها دیده می شود.

در فرانسه دا ست ها و در روسیه فرمالیست ها. در شعر ایران

و در شعر این دهه نیز بی قاعده به ساده نویسی و ساده شی افتادیم

بدون معیار، دستور زبان و منطق زبان را ندیده گرفتیم زبان گفتار را جانشین زبان معیار کردیم.

هرگز به شکل بازتری زیباشناسی شعر و فرم شعرارتباط برقرار نکردیم.

درنتیجه شعر حجم با همان نگاه، جایگاه مستحکمی برای خود خلق کرده است

و زمینه باز تری برای نسل فردای شعر فراهم می کند.

تنظیم مانیفست در تقابل با تجربه گری در شعر است، چراکه تجربه گری،

ارائه پیشنهادهایی خودانگیخته به فرم شعر است و نه برساختن تئوری

و زیباشناسی و نهایتا اتخاذ آن. آوانگاردیت شعر حجم در زمان مانیفست

به رویکرد نوین و ساختارمند خود به شعر بود. حال اگر آن ساختارها در جامعه ادبی

تثبیت و درونی شده باشد، احتمالا دیگر نتوانیم شعر حجمِ دهه نود را آوانگارد بپنداریم.

با این تفاسیر آیا ضرورت بازتعریف یا ارائه مانیفست بعدی شعر حجم احساس نمی شود؟

یا شعر حجم به کلی دغدغه آوانگارد بودن ندارد؟

بیانیه شعر حجم به دنبال چنین پدیده ای بوده است،

زیرا رفتار خود را به ی تلقین نمی کند و می خواهد که رها و آزاد و در تعلق تفکری نباشد.

مکانیسم ذهنى شعر امروز چنین دریافتی را از مخاطبان حرفه ای شعر توقع دارد

و شعر حجم می خواهد که ذهن خواننده امروز با دریافت نوتری به روز شود.

به اعتقاد من دراین دهه بیانیه ها و مانیفست ها کارساز نیستند

و تا هنوز هم شعر امروز ایران را شعر دهه چهل تغذیه می کند.


اطلاعات

خوانش یک شعر منصور خورشیدی

نقد و بر رسی یک شعراز مجموعه " از فکر های باتو "
در خوانش اصلان قزللو

" روح خا تری ام

میان تن آبی اش

پرواز می کند در فراز

و آن دورتر در فرود

چیزی از پلک سوم او

می افتد

در حلاوت نگاه من."

بی آن که بخواهم به شعر خاصی شیفتگی نشان بدهم یا از آن فاصله بگیرم،

ابتدا شعر بودن متن را در نظر می آورم. آیا متن حاضر یک موقعیت شعری دارد ؟

"پرواز روح آبی در تن خا تری در فراز و فرود" تصویری است که در عالم

واقع امکان پذیر نیست.

در حقیقت ، متن با ایجاد تصویر تازه ، راه یک تخیل را برای مخاطب

باز گذاشته است.واژه های کلیدی شعر: "روح" ، "تن" ، "فراز" ،

"فرود" و "پلک" و "نگاه" با ارتباط تنگاتنگی که با هم دارند،

با ایجاد یک حادثه ی شعری، فرم ذهنی را رقم زده اند.

بنیان این تخیل بر پایه ی تضادهاست. "روح" با "تن"

"فراز" با "فرود"

" پرواز" با "افتادن"

دادن رنگ خا تری به روح، به گمان من ترفندی ست که آن را

نه سیاهِ سیاه جلوه دهد و نه سفیدِ سفید؛ بلکه یک رویش را سفید و

روی دیگرش را سیاه بنمایاند. در همین رابطه ، البته عناصر شعر

را به آن پیوند زده است. روح خا تری که یک رنگ میانه است ،

می تواند دو کارکرد داشته باشد: "پرواز کند در فراز"و "بیفتد در فرود".

همچنین اگر دقت کنیم، سه بعدِ روح میان تن دیده می شود. در این پرواز ،

این دو(روح در تن) همچون پرنده ای تصور شده است (استعاری)که بال می گشاید

و می پرد! این پرنده، پلک سوم هم دارد. شاید وجود این پلک ، تلاش در نزدیک

مخاطب به امری فراموش شده باشد که هنوز هم بخشی از آن در چشم انسان قابل تماشاست!


اطلاعات

مدهوشی -
مجموعه شعر " از فکر های با تو "

منصور خورشیدی

--------------------------

می تکاندم دستی

که رطوبت زمستان دارد

برکه های کهنه

مثل هزار

با حکایت و حیرت

می چرخند از عطش

خواب آشفته را خواهش عشق

اگر بتکاند

هزار خمیازه و خنده

ط ی نور می شود

و از نفس می افتد


اطلاعات