کافه رادیو7

آخرین مطالب و اطلاعات دریافت شده از وب سایت کافه رادیو7 به همراه لینک مستقیم مطالب در سایت مرجع نمایش داده شده است.

بوی عیدی ، بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی ، وسط سفره ی نو
بوی یاس جا ترمه ی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم …

شادی ش تن قلک پول
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها

با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم …

مازندران روستای اوکرکا


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: ک نه ای از فرهاد.......
  • کلمات کلیدی:  اینا ,خستگیمو , اینا خستگیمو , اینا  زمستونو

تفاوت طبقاتی بین خانواده ای که در یک مکان به صورت دسته جمعی زندگی می بود؟

تفاوت طبقاتی وجود نداشت و معمولا همه از یک طبقه بودند و اگر تفاوتی احساس می شد دیگران سعی می د که این تفاوت احساس نشود.

هیچوقت به نقاط شمالی تر شهر اومده بودید تا متوجه تفاوت ها شوید؟

من از سه سالگی که اومدیم تو شرق همونجا متمرکز شدیم تا سال63 همونجا بودیم و از سال63 به بعد هم همین جور دور می زدیم و ما بچه درس خوان بودیم که تو همون محدوده خودمون بیشتر سر و کار داشتیم و نهایتا برای سینما به عنوان تماشاچی تا لاله زار می آمدیم یادمه اولین باری که گذرم به مناطق بالا نشین افتاد زمانی بود که به تئاتر شهر تئاتر صفویه که بلیط آن 60تومان یا کم تر رفتم یادم هست تمام پولم را برای تئاتر دادم و تا بازار صفویه را پیاده آمدم.

هیچوقت دچار بغزی نبودید که چرا ادم ها انقدر متفاوت زندگی می کنند؟

من از اون زمانی که تونستم خودم را تا حدودی بشناسم سعی با یه چیزهایی خداحافظی کنم

دیدین بعضی ها گرسنشون میشه میگن غذا رو بیارید بخوریم من همیشه سعی جوری زندگی کنم که هیچوقت احساس گرسنگی و تشنگی نکنم و حب و بغض و حسد و کینه و ان چیزها رو از خودم دور و اگه بالاشهر که می یومدم هیچوقت برام کینه نمیشد و من همه رو مدیون اساتیدی هستم که با شادی دیگران شاد می شوم و با غم شان ناراحت می شوم و ناراحت میشوم ای کاش همه در یک سطح باشند.

کودکی اتان چگونه گذشت ؟ بچه شیطونی بودید یا سر به راه؟

آدم سر به راهی بودم اما نمی تونم بگم شیطون نبودم یادمه اوایل دبیرستان که نظام قدیم بود ساعت8:30 صبح زنگ می خورد به من می گفتن شما یک ربع به 9 بیا که همه بچه ها سر کلاس باشن و من تو جمع بچه ها نباشم و حتی زودتر از بچه ها زودتر می رفتم خونه و یادمه ناظم منو از پشت پنجره کنترلم می کرد و اما این شرارت برای دیگران دردسر سازنبود آدم تنبلی نبودم و درسم را می خواندم اما به خاطر یک سری امتیازاتی که داشتم فکر کنم مانع از ا اجم می شد.

هیچ وقت کتک خوردید؟

از پدر و مادر طبق گفته خانه دوست آقای کیارستمی که بچه را باید هر 15بار یک بار کتک زد

واقعیت این که این کتک ها اتفاق می افتاد و درست است که من بچه هایم را تا حالا نزدم اما با توجه به محله ای که ما درآنجابودیم مادر و پدرم حق داشتند که نگرانم باشند و کتک می خوردم تا به بیرون نرم چون برگشتمون با کرام الکاتبین بود.

وی ادامه داد: یادم فقط یک بار کتک خوردم معلم ورزشمون کمربند مشکی داشت اومد مارو ورزش بده گفت اونایی که کارت باشگاه دارند بیان من بهشون نمره میدم و من با توجه به این که باشگاه می رفتم کارتم رو بهش نشون دادم بهم 19 داد و گفت برو بشین و بعد گفت تو شما ی هست که ب کار کرده باشه و من هنوز حرفش تموم نشده گفتم من و بعد گفت بیا یه آپار کات چپ بزن گفتم من راست دست هستم گفت برو بشین گفت دو میدانی گفت کی بلده من هنوز حرفش رو تموم نکرده گفتم من و بعد رفتم کنارش و گفت حالا یه استارت بزن من شروع جیب هایم را گشتن و گفت داری چی کار می کنی گفتم دنبال سوئیچ می گردم.

پرستویی تصریح کرد: یادمه ژی یعنی ژیمناستیک رو گفت من دستم رو بالا و رفتم کنارش یادمه با چوب چنان من رو زد که چوب ش ت و من صورتم رو داشتم و یادمه معلم ناراحت شد و رفت و یادمه معلم بغز کرد و به من گفت من با خودم عهد کرده بودم از هیجچ حرکتی استفاده نکنم برای کتک اما تو مجبورم کردی و بعدا کلی باهم رفیق شدیم.

انتهای پیام.


اطلاعات

او آمده است؛ تا خورشید، مبدأ همه آیینه ها باشد
شکفتن بهار در بهاری دل انگیزتر
دمیدن گلِ حُسن در حُسنی فزون تر، روییدن گلی دلرُباتر در گلستان طاها
ولادت حسن عسکری(ع) مبارک باد . . .

میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد!


اطلاعات

دارم با رنگ هایی که دوست داری رو بوم احساسم، نقاشی،یه طرحی از تو می کشم...

واسه مهربونیت رنگ آبی رو انتخاب می کنم و از رنگ قهوه ای برای محکم بودنت...

واسه غرورت ترکیبی از رنگ های مشکی و خا تری رو با هم مخلوط می کنم...

واسه اخلاق شیطونت...از رنگ های زنده و روشن مثل زرد...رو ضمیمه نقاشیم می کنم....

جای چند رنگ رو خالی می زارم و با خودم میگم.....

اگه بخوام تو رو همینی که هستی بکشم.....

بازم به رنگ نیازی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دونم.....هر چی با خودم فکر می کنم

به دوراهی می رسم...که طرح روی بوم...

سیاه قلم باشه بهتره؟؟؟؟؟؟؟؟ یا رنگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما یادم می یاد ...که تو... اونقدر خوبی که... رنگ هام پیش مهربونیت... کم می یارن

رنگ ها بهونه است...وقتی.....تو ترکیبی از مهربونی...استقامت...عشق....غروری...

نویسنده......زری ابو


اطلاعات

رادیو هفت در نظر دارد تا فتوکلیپی با ع های بینندگان برنامه تهیه و پنجشنبه شب در ویژه برنامه آغاز فصل زمستان پخش کند. به این منظور ع های خود را با محوریت زمستان و هر آن چیزی که شما را به زمستان پیوند می زند، در اینستاگرام با هشتگ radiohaftwinter# تگ کنید. تعداد ۳۰ ع از بهترین ع های شما، پس از داوری، تدوین شده و در قالب فتوکلیپ پخش خواهند شد.
لازم به ذکر است تنها ع هایی که در اینستاگرام تگ شده باشند مورد بررسی قرار می گیرند.
اگر اکانت شما خصوصی (private) است، کافی ست ع مورد نظر خود را بصورت مستقیم برای اکانت اینستاگرام ([email protected]) ما ارسال کنید.


اطلاعات

یک طنز پرداز عنوان کرد:

همیشه ک نه ترین زنگ ها را انتخاب می کنم

گروه رادیو و تلویزیون: علی نبویان،مجری برنامه، یکشنبه رادیو،7 با اشاره به این که گاهی اوقات آهنگ های موبایل می تواند دردسر ساز شود بیان کرد:تصور کنید در یک جلسه مهمی نشستید و یک دفعه وسط بحث،آهنگ ک نه گوشیتون زنگ می خوره و جو جلسه بهم می ریزه،اون موقع است که آدم می خواد حس شرمنده میشه.

به گزارش خبرگزاری کافه رادیو7، علی نبویان،مجری،نویسنده،23آذرماه،در10044،برنامه از برنامه های رادیو7،با موضوع«خنده های بی مورد و دردسرساز»،اظهار کرد:گاهی اوقات آهنگ های ک نه گوشی های تلفن همراه شاید جو جلسه ای رو بهم بریزه اما باعث میشه تا اون جلسه برای لحظه ای خودمونی تر بشه.

وی ادامه داد:بدون تردید مهم ترین موقعیتی که آدم نمی تونه جلوی خنده اش را بگیره،سر کلاس درس و مشق،که همین خنده بی مورد موجب دردسر برای فرد میشه و سگلمه های معلم رو به همراه داره.

نویسنده "قصه های علی" با بیان این که بدترین اتفاق زمانی است که افراد در مجلس ترحیم دچار خنده شوند و عنوان کرد: برای خیلی از ماها اتفاق افتاده که بر سر یک اتفاق کوچیک در مجالس ترحیم ناخودآگاه خندمون میگیره و این خنده گاهی اوقات بند نمی یاد و دردسرهایی برای ما ایجاد می کنه.

وی در ادامه صحبت های خود تصریح کرد: بعضی اوقات خبرهای بد باعث شوک شدن افراد میشه ،جوری که حالشون دست خودشون نیست و نمی فهمند که دارن چیکار می کنند.

مجری برنامه"مزه غذای ایرانی" زمین خوردن افراد در فصل زمستان را سوژه خنده بعضی افراد جامعه دانست و ابراز کرد: بعضی از آدم های جامعه،فصل زمستون و یخبندان که میشه،به افراد تو خیابون نگاه می کنند و تموم رفتارشون رو زیر نظر دارند.

وی افزود: اون دوستان محترم، از طریق نحوه راه رفتن و پوشیدن کفش های افراد حدس می زنند که اون سوژه مورد نظر الان زمین می خوره یا نه تا یه دل سیر بخندند.

نبویان زمین خوردن افراد را خنده دارترین سوژه دانست و بیان کرد: قصد توهین و تمس ندارم ولی خودم هر موقع که ی زمین می خوره، نا خواسته نمی تونم جلوی خندم رو بگیرم، مخصوصا اگه برای کمک به سمتش بری و تو صورتش زول بزنی، دیگه کنترل خنده ات دست خودت نیست.

انتهای پیام.


اطلاعات

زمستان چهارمین فصل از فصل های سال تقویم جلالی و اولین فصل تقویم میلادی است. این فصل سردترین فصل سال است. زمستان در نیم کره شمالی براساس تقویم جلالی ماه های دی، بهمن و اسفند است این در حالیست که در نیم کره جنوبی ماه های تیر، مرداد و شهریور زمستان است. زمستان معمولاً سردترین فصل سال است و در بعضی نواحی دمای هوا به زیر صفر درجه سانتیگراد هم می رسد، مثلا در کشوری مانند روسیه حتی تا -۵۰ هم می رسد. در زمستان بعضی حیوانات به خواب زمستانی می روند و در فصل بهار دوباره زندگی را از سر می گیرند.

هواشناسی

زمستان فصلی با روزهای کوتاه و طولانی و سرد است. میانگین دمای زمستان معمولا در ماه دی به پایین ترین مقدار خود (در نیم کرهٔ شمالی) می رسد. بوران، برف، کولاک، یخ بندان معابر و جاده ها، مه و پوشیده شدن کوه ها از برف از خصوصیات فصل زمستان است که اغلب هر کدام به تنهایی باعث اختلال در عبور و مرور می شوند. پدیده ی هواشناسی نادری در طول زمستان با نام یخ مه رخ می دهد که متشکل از بلورهای یخ معلق در هوا است و تنها در دماهای بسیار پایین (زیر ۳۰- درجه سانتیگراد) رخ می دهد.

در نیم کرهٔ جنوبی، به خاطر بیشتر بودن اقلیم اقیانوسی در مقایسه با نیم کرهٔ شمالی و در عین حال کمتر بودن خشکی در عرض های پایین تر از ۴۰- درجه، زمستان خفیف تر و برف و یخ کمتر است. در این منطقه، بارش برف در نواحی مرتفع مانند رشته کوه های آند، کوه های نیوزیلند و مناطق جنوب پاتاگونیا در ی جنوبی رخ می دهد. در قطب جنوب، برف در طول سال می بارد. فصل زمستان از لحاظ نجومی با نقطه که کوتاه ترین روز سال است آغاز شده و با نقطهٔ اعتدال بهاری پایان می یابد.

علت

علت سرد شدن زمین در زمستان، نه دوری آن از خورشید است و نه کمتر شدن فعالیت خورشید. زاویهٔ محور چرخش زمین نسبت به صفحهٔ مداری زمین دارای انحراف ۲۳٫۴۴ درجه ایست و همین انحراف نقش مهمی در تغییرات آب و هوایی زمین دارد. در زمستان ِ نیم کرهٔ شمالی، خورشید بر این مناطق به صورت مورب می تابد و پرتوهای موازی تابشی از خورشید باید سطحی بیضی وار را گرم کنند. به علت کروی بودن زمین، این سطح بیضی وار کشیده تر نیز می شود و در نتیجه نور و گرمای کمتری به واحد سطح می رسد. ناظر زمینی، خورشید زمستانی را در ارتفاعی پایین تر از خورشید تابستانی می بیند.در مقایسه با این اثرات، تغییرات آب و هوایی در زیاد شدن فاصلهٔ زمین در مدار بیضوی اش با خورشید ناچیز است.


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: همه چیز از زمستان...........
  • کلمات کلیدی: زمستان ,خورشید ,زمین ,نیم‌کرهٔ ,می‌دهد ,می‌رسد ,نیم‌کرهٔ شمالی ,درجه سانتیگراد ,تقویم جلالی

جیجاق کبود (نام علمی: cyanocitta cristata) گونه ای پرنده است که در سرده جیجاق های بر جدید جای دارد. این گنجشک سان بومی ی شمالی است. این پرنده هم در جنگل های درختان م وطی و هم در جنگل های درختان برگریز زندگی و زادآوری می کند. جیجاق کبود در زیستگاههای آدمی بسیار دیده شده است. درازای این پرنده از نوک تا دم ۲۲ تا ۳۰ سانتی متر و وزن آن نیز ۷۰ تا ۱۰۰ گرم است.


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: جیجاق کبود
  • کلمات کلیدی: پرنده ,کبود ,جیجاق ,جیجاق کبود ,جنگل‌های درختان

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است.

ی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه می آید برون ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک

ای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپا خورده رنجور

منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور

نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در بگشای دلتنگم

حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست مرگی نیست

ص گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد

فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز ی ان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان

نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین

درختان اسکلت های بلور آجین

زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهروماه

زمستان است......

مهدی اخوان ثالث


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: زمستان با اخوان
  • کلمات کلیدی: زمستان ,حریفا ,بگشای ,سرما ,خواهند پاسخ

انقلاب زمستانی از هزاران سال قبل تا به حال بهانه برگزاری آئین های باستانی بوده است؛ در ایران باستان بهانه شب چله، در میان یهودیان بهانه حنوکا و در میان یان بهانه جشن کریسمس. اما به جز این آیین ها، در فرهنگ هر کشور رسم و رسومی برای زنده نگه داشتن طولانی ترین شب سال وجود دارد که فردا شب، وقتی شما پای سفره یلدایتان نشسته اید و با انار و مالو و دیوان حافظ به استقبال زمستان می روید ، آنها در حال برگزار این رسم و رسوم هستند.

پا تانی ها بر اساس آیین های قدیمی شان در شب یلدا به دعا و نیایش می پردازند. مردان آیین زمستانی را به جا می آورند و در حالی که تکه نانی را در دست گرفته اند روی سرشان آب می ریزند. این باید ایستاده انجام شود و از صبح تا بعد از ظهر آ ین روز از پاییز ادامه خواهد داشت. ن و دختران هم مراسم سنتی را به جا می آورند و بعد از این تطهیر مراسم آتش افروزی، جشن و پایکوبی و خوردن غذایی که از شکمبه بز تهیه شده، آغاز می شود.

مردم شرق آسیا، انقلاب زمستانی شان را با مراسم دونگ ژی جشن می گیرند. مراسمی که در میان ژاپنی ها، چینی ها، کره ای ها و مردم فیلیپین و تایلند و ویتنام، یکی از مهم ترین مراسم آیینی به حساب می آید و از غروب روز آ پاییز شروع می شود. خانواده ها در این روز دور هم جمع می شوند و غذایی به اسم تانگ یوآن و کوفته برنجی می خورند؛ غذاهایی که در فرهنگ شرق آسیایی ها، نماد همبستگی و اتحاد خانواده دانسته می شوند.

در کره، غذایی به نام سائیلسیم مرسوم است که با برنج و لوبیا قرمز تهیه می شود. آنها مایع مخصوصی را در این روز در اطراف خانه خود می پاشند تا ارواح خبیث و نیروهای شر را از اطراف شان دور کنند. کاری که شاید منشا آن، افسانه قدیمی چینی ها باشد که بر اساس آن در آ ین روز پاییز روح یک شکارچی به خانه روستاییان سرک می کشد تا ط فصل سرمایش را پیدا کند.

ژاپنی ها هم در این روز مرکبات می گیرند تا نه فقط نیروهای منفی را از خود دور کنند، بلکه در زمستان پیش رو، از سرماخوردگی هم در امان باشند. مرکبات در گذشته به معنی غوطه ور شدن در وان مرکبات بود اما امروزی ها اگر قرار باشد این رسم را به جا بیاورند، در وانی می کنند که داخل آن چند لیمو و پرتقال را شناور کرده اند.

در اسکاتلند مراسمی به اسم هاگمانی برگذار می شود که در آن مراسم «اولین قدم» برگزار می شود. رسمی شبیه کاسه زنی نوروز ایرانی ها که در آن، یک نفر با موهای بلند و سیاه رنگ در خانه همسایه ها می رود و از آنها هدیه هایی مثل نمک، نان، نوشیدنی، پودینگ میوه، شیرینی و شکلات و... می گیرد. هاگمانی از نیمه شب به بعد آغاز می شود یکی از مهم ترین جشن های زمستانی اسکاتلندی ها است.

مردم بولیوی، پرو و اکوادور رسم مشترکی در طولانی ترین شب سال دارند: طناب پیچ خورشید! آنها به ارتفاعات می روند و در مراسمی آیینی وانمود می کنند خورشید را به سنگ ها بسته اند تا روزها را طولانی تر کنند. ارتفاعات ماچوپیچو در اسپانیا یکی از مهم ترین نقاط باستانی طناب پیچ خورشید بوده است.

اما پرهیجان ترین مراسم شاید فستیوالی باشد که در باهاماس، غرب آفریقا، جامائیکا و بخش هایی از کارولینا و ویرجینیا برگزار می شود. در این فستیوال، مردم با لباس های عجیب و غریبی مثل کله ، پیکر اسب، و فرشته و... به خیابان ها می آیند و موسیقی های آیینی شان را می نوازند تا به استقبال زمستان بروند.

در روسیه هم مردم طولانی ترین شب سال را به دعا و نیایش می پردازند و غذای مرسوم شان نان و پنیر و عسل است. آنها با ریسه کشیدن خیابان ها و روشن چراغ های رنگین، به استقبال زمستان می روند و در طولانی ترین شب سال شان کلوچه های خانگی به یکدیگر هدیه می دهند.

آداب و رسوم شب یلدا در ایران هم پیشینه ای دراز دارد. آیینی که یکی از اه اصلی اش جمع خانواده در کنار هم است. البته در این چندسال اخیر و همزمانی شب یلدا با ماه های محرم و صفر، در کنار محترم شمردن این ایام، تاکید بر جنبه خانوادگی این آیین کهن بیشتر شده است. موضوعی که در روایات دینی هم با عنوان «صله رحم» از آن یاد شده تا پیوند سنت های ایرانی و ی با هم، رنگ دیگری به یلدای این چندسال بدهد.


اطلاعات

تو نیستی و من از خودم بی خودم

تو نیستی و بی تو دیوونه شدم

همش با خودم از تو حرف میزنم

تو نیستی به دیوار برف میزنم

هوایی شده باز دلم بی هوا ،حالم خنده داره واسه آدمـــا

زمستونه دستای من یخ زده ، تو نیستی و بدجور حالم بده

زمستونه و برف و بارونه و

زمستوونه و یه خیابونه و

زمستونه و غم فراوونه و

زمستونه و من یه دیوونه و

زمستونه و هق هق شونه هام ،یه شومینه و بغض این خونه و

زمستونه و قلب داغونه و، زمستونه و اشک رو گونه و

تو نیستی و روزامو گم میکنم

قدم میزنم رامو گم میکنم

تو نیستی و این شهر زندونمه

هنوز شال تو گرمی شونمـــه

نمیخوام ی از غمت کم کنه

نمیخوام ی جز تو درکم کنه

تو نیستی هواتو نفس می کشم، از این زندگی بی تو دست می کشم

علی عبدالملکی،زمستون


اطلاعات

مجری مزه غذای ایرانی:

حاضر جو فیزیکدان مشهور/سم خوردن چرچیل در مجلس عام

مهم ترین پارامتر حاضر جو ،تسلط بر اعصاب و حفظ خونسردی است

گروه رادیو و تلویزیون:نبویان حاضر جو را نیازمند ذهنی خلاق دانست و بیان کرد:مهم ترین پارامتر حاضر جو ،تسلط بر اعصاب و حفظ خونسردی است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کافه رادیو7، علی نبویان،مجری،نویسنده و بازیگر،در برنامه یکشنبه شب رادیوهفت،19آذر ماه،با موضوع"حاضر جو "عنوان کرد:حاضر جو ،نیازمند ذهن خلاق و صاحب منطق و هوش فراوان است.

وی با بیان این که بخشی از حاضر جو ژنتیکی است اظهار کرد:ذهن سفسطه باز و فرافکن، درست به اصل موضوع حمله می کند و به بهترین شکل و فرم جواب طرف را می دهد.

نویسنده کتاب"قصه های علی" ادامه داد:حاضر جو همیشه به معنا و مفهوم گستاخی و نیش و گزند زبان نیست بلکه بسیاری از اهالی علم و فرهنگ و سیاست،انسان هایی که در حرفه خود جزو بهترین ها و معروف ترین ها و کارکشته ترین ها هستند حاضر جواب می باشند.

بازیگر نقش"حمزه"در سریال "نوشدارو" آلبرت انیشتین را جزو حاضرجواب ترین فیزیکدانان مشهور دنیا دانست و بیان کرد:در دنیای علم فیزیک،فیزیکدان مشهور که فیزیک را متحول ساخت به غیر از این ویزگی همواره آدم حاضر جو بوده است.

مجری برنامه"9سیم خاردار" با اشاره به این که از حاضر جو های" چرچیل "داستان هایی نقل شد اعلام کرد:"مارگارت تاچر"اولین زن انگلستان در مجلس عوام در حضور چرچیل مشاجره سختی بین این دو نفر ایجاد شد ،تا جایی که "چرچیل" در جواب هم جو های آن زن که به او گفت اگر تو همسرم بودی تو قهوه تو سم می ریختم.

وی ادامه داد: "چرچیل" در جواب خانم "تاچر"گفت، اگه تو زن من بودی قهوه رو حتما می خوردم.

انتهای پیام.


اطلاعات

دلیل این که شما با توجه به این بیماری انقدر محکم هستید چی می تونه باشه؟

دعای مردم،و بستگان و خانواده و همه دوست دارانی که در بیمارستان به ملاقاتم می یومدن وبه من روحیه می دادن.

چرا شما با توجه به آبادانی بودن لهجه ابادانی ندارید؟

من40 سال از عمرم رو در تهران زندگی

آبادان مهد فوتبال ایران دوران کودکی چه چیزی شما رو ترغیب به این رشته ورزشی کرد؟

الگوی زیادی بودن که باعث شدن من شیفته و دلداده فوتبال بشم از پرویز دلداری گرفته تا دوستانی دیگر که من به عشق آنها برای تماشای فوتبال سر تمرین های انها می رفتم.

انتهای پیام.


دلیل این که شما با توجه به این بیماری انقدر محکم هستید چی می تونه باشه؟

دعای مردم،و بستگان و خانواده و همه دوست دارانی که در بیمارستان به ملاقاتم می یومدن وبه من روحیه می دادن.

چرا شما با توجه به آبادانی بودن لهجه ابادانی ندارید؟

من40 سال از عمرم رو در تهران زندگی

آبادان مهد فوتبال ایران دوران کودکی چه چیزی شما رو ترغیب به این رشته ورزشی کرد؟

الگوی زیادی بودن که باعث شدن من شیفته و دلداده فوتبال بشم از پرویز دلداری گرفته تا دوستانی دیگر که من به عشق آنها برای تماشای فوتبال سر تمرین های انها می رفتم.

انتهای پیام.


همانطور که از قبل در برنامه اعلام شده بود، موضوع برنامه پنجشنبه شب رادیو هفت شیطنت های سر کلاس و همشاگردی خواهد بود.

این برنامه با اجرای مشترک منصور ضابطیان و علی نبویان از ساعت ۲۳ به مدت دو ساعت به روی آنتن شبکه آموزش خواهد رفت.


اطلاعات

اولین بار کی و چه سالی فهمیدی بیمار شدی؟11دی 88 طبق عادت همیشگی مشغول ورزش در پارک بودم که موقع دویدن درد شکم عجیبی به سراغم اومد،اولش فکر می چیز زیاد مهمی نیست ولی بعدش با نتایج آزمایشات فهمیدم که به بیماری مبتلا شدم.

وقتی فهمیدی چه حالی شدی؟ چه حسی داشتی؟ فقط دلم می خواست هوای خانواده رو بیشتر داشته باشم،همونطور که هواس اونا به من بود تا خودم رو نبازم.

وقتی خانواده ات فهمیدن چه واکنشی نشون دادن؟به خاطر این که ما تو فامیل اصلا چنین سابقه ای نداشتیم خوب طبعا نگران و دستپاچه بودن.

کی فهمیدی بیماریت جدیه؟ اوایلاسفند ماه با تزریق خون و ح تهوع های پیاپی فهمیدم که وارد پرسه درمانی طولانی شدم و شکل جدیدی از زندگیم آغاز شد.

بهرامی ادامه داد:تو این بازی دیالوی بین من و کارگردان برقرار نمیشد و اون روی من تاثیر می زاشت و تا یه جا نمی دونستم کارگردانم کیه ولی می فهمیدم بازیگر منم،پس باید به عنوان بازیگر تئاتر صحنه های سالن نمایش و صندلی های خالی رو مجسم می .

روزت رو چگونه می گذروندی؟بیشتر سعی می کارهای که تا به حال انجام ندادم رو انجام بدم،من ادم پرجنب و جوشی ام و ثابت نیستم پس تو اون حال فقط کتاب می خوندم.

جه چیزی تو اون حال خوشح می کرد؟پیغام های عزیزانی بود که به من لطف داشتن و از من حمایت می ،هیچوقت نا امید نبودم.


اطلاعات

یک طنزپرداز:

تولد ستارگان ورزش و پیوندشان با ته کلاس

دوازده سال دوران تحصیلم، ته کلاس سپری شد

گروه رادیو و تلویزیون:مجری برنامه یکشنبه رادیو7 با اشاره به این که دوازده سال دوران تحصیلم ته کلاس سپری شد عنوان کرد:یادم می یاد سر کلاس فیزیک ،ته کلاس؛ کاهو و سکنجبین خوردیم که خیلی خوش گذشت.

به گزارش خبرگزاری کافه رادیو7، علی نبویان،مجری و نویسنده، شب گذشته18آبان ماه،در ادامه صحبت های خود با «موضوع هم شاگردی»تصریح کرد:بچه های ته کلاس به سه دسته تقسیم می شن،دسته اول انی که خود به خود و ژنتیک قدشان بلند است.

وی ادامه داد:افراد قد بلند نمی تونن در ردیف های جلو بنشینند چون مانع دید بقیه می شن و مجبورن که ته کلاس رو انتخاب کنند.

نبویان دلیل قرار گرفتن بعضی از شاگردان، ته کلاس را، رفوزگی متعدد و متوالی آنها دانست و تصریح کرد:عده ای هم که رو ح و ذات ته کلاس اند،لازم نیست برای نشستن در ته کلاس قدشون بلند باشه.

مجری برنامه مزه غذای ایرانی اظهار کرد:دوستانی که دچار مردودی متوالی شدن در یک تحقیق کلی از جامعه آماری میشه فهمید که بیشترین اختلاف نظر با آقایان فیثاغورث ونیوتون بر سر ته کلاس است.

این طنزپرداز با اشاره به این که در طول تاریخ دبیرستان بیشترین تعداد تجدیدی ها،تک ماده ها و رفوزگی ها متعلق به شاگردان لوژ نشین است عنوان کرد:بچه های ته کلاس معمولا مراسم کارنامه گرفتنشان با شربت و شیرینی آوردن همراه نیست.

وی ادامه داد:خیلی خودمانی و جمع و جور این مراسم را برگزار می کنند تا ریز نمراتشان به سمع و بصر اهالی مدرسه نرسد و گاهی هم میز و نیمکت ها برای سال آینده دوستان حفظ میشود هرچند که دیگر فلسفه مردودی از بین رفته است.

نبویان با اشاره به این که ته کلاس نوعی وی آی پی است بیان کرد: اساسا شیطنت های ته کلاس از این جا شروع میشه، به لحاظ جغرافیای ته کلاس جایی که از بقیه کلاس حتی معلم محترم هم مخفی می مونه و شاگردان ته کلاس بر تمام اتفاقات ریز و درشت موجود در کلاس اشراف دارن.

وی در ادامه صحبت های خود اظهار کرد: بازار خوراکی های مختلف و متنوع از شیرینی و شکلات رنگا رنگ تا خوراکی های خوشمزه دیگه ته کلاس موجوده.

مجری و نویسنده برنامه رادیو7 شوخی های ته کلاس را به چهار دسته هوابه زمین،زمین به هوا،هوا به هوا،زمین به زمین تقسیم کرد و با بیان این که بارزترین شوخی،شوخی هوا به زمین است عنوان کرد:زمانی که دوست همکلاسی برای جواب دادن به درس می خواست به پای تخته برود برایش جفت پا می گرفتن.

وی حماسی ترین شوخی را،شوخی زمین به هوا دانست و تصریح کرد: بچه های ته کلاس به وسیله سوزاندن انواع و اقسام اشیاء قابل سوزاندن و غیر قابل سوزاندن در بخاری موفق میشدن دودهای رنگارنگی به وجود بیارند و وضعیت کلاس رو مختل کنند.

نویسنده قصه های علی،با بیان این که معروف ترین دارت کمپرس انالوگ با خ ر بود بیان کرد: جسم نوک تیز و دردناکی مثل ماش یا گلوله کاغذی رو داخل لوله خ ر قرار می دادن و پس کله دوستان همکلاسی را مورد هدف پ ند خود می گرفتن.

وی ادامه داد:زمانی که پرتقال،نارنگی یا سیبی روی زمین دیده می شد بچه ها شروع می به بازی و رقابت حساس و نفس گیر گل کوچیک یا شوت یک ضرب بین دو ردیف آ یا ردیف جلویی انجام می شد.

این مجری و نویسنده عنوان کرد:بدون تردید بچه های ته کلاس حین شیطنت نگاهی هم به تخته سیاه و معلم نازنینشون دارند و شیش دونگ هواسشون به درس و معلم نیست بلکه مظطرب هستندکه نکنه یه وقتی شیطنت هاشون لو بره و خیلی راحت ا اج بشن.

حکاکی روی میز یا درو دیوار به وسیله خ ر یا تیغ موکت بر از دیگر موضوعاتی بود که نبویان به آن اشاره کرد.

وی جایگاه هنر در ردیف های ا کلاس را،جایگاهی ویژه دانست و اظهار کرد:زنگ های تفریح د یت ترین تصنیف های تاریخ بشریت به وسیله دوستان ته کلاس با سازهای کوبه ای برای ار بزرگ تنظیم میشد.

یکی از داوران جشنواره طنز رادیو جوان،دلیل پژمردگی شاگردان ته کلاس را ش ت دانست و در ادامه صحبت های خود تصریح کرد:اگر معلمی سر کلاس حاضر شد و دید که دیگه شاگردان ته کلاس شور و شعف لازم رو ندارند باید به این نکته توجه کنه که حتما ش تی چه عاطفی و غیر عاطفی در کار بوده.

وی ادامه داد:عده ای از بچه های ته کلاس به خاطر این که زودتر وارد اجتماع میشن احتمالا زود هم عاشق میشن و زود هم ش ت می خورن.

این طنزپرداز تصریح کرد:بلند سوئیچ ماشین ابوی محترم و اثابت اون به درو دیوار می تونه دلیل دیگه ای از پژمردگی بچه های ته کلاس باشه که من هم چنین تجربه ای رو داشتم.

انتهای پیام.


اطلاعات


اینجا هم دلی عزادار است...
قیام سرخ یک حادثه نیست یه حوادث آنی که در تلاطم امواج زمان به دست فراموشی س می شه. قیام سرخ یک موج یک حرکت و یک جریان عظیم که از نقطه ی آغاز، همه ی جهان را با خودش پیش می بره. قیام سرخ، نه فقط در ذهن ما، که در ذهن تاریخ حک شده قیام سرخ نقطه ی عطفی که در تاریخ بشر ورق ها رو برگردوند، قیام سرخ از نقطه ی آغاز اصلاح کننده است؛ هم زمان را اصلاح میکنه و هم انسانهای هر زمان رو،این که می گن قیام سرخ توسط مردم آ ا مان به قیام سبز پیووند می خوره، درست؛ اما راه رفتن تو این مسیر هم بی گدار به آب نزدنه.

" بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا،تا بگیرم بر بغل قبر شهید کربلا"
پاییزه و هوای این روزای م لرضا دست کمی از زمستون نداره، منتهای مراتب، سوز و سرماش بیشتره ؛عقربه های ساعت نزدیک های3بعداز ظهر رو نشون میدن، تو مسیر سمت حرم، ترافیک سنگینی ایجاد شده، پشت چراغ قرمز وای می ایستم،روبه روم ایستگاه صلواتی که بلاتشبیه به بین الحرمین شباهت داره، بوی خوش اسپند به مشامم می رسه، خوب که نگاه می کنم از دیدن جوونها و نوجوون هایی که عاشقانه برای شون عذاداری می کنند لذت می برم، آدم های زیادی نا خواسته با دیدن این المان که هر سال سر چهار راه لشگر زده میشه جذبش میشن، عده ای هم گوشی هاشون رو در می یارن و شروع می کنند به ع یادگاری گرفتن ،یه عده هم چایی و
ما می خورن و مداحی گوش میدن

کمی اون طرف تر،وسط ترافیک، جوونا و نوجوونای هیئتی چایی و ما به راننده ها تعارف می کنند و همین مساله باعث شلوغی و ترافیک بیشتری میشه و تردد رو برای عابرین هم سخت می کنه.

حسین(ع)قولش قول بود...
محرم می یاد وچند روز قبل از محرم بیرق سیاه، رو در و دیوار شهرم عَلَم میشه، بیرقی که خبر از محرم و عاشورا رو میده،سر هر چهار راه و کوچه ایستگاه های صلواتی دایر میشه،تو هر خونه و محله مراسم سوگواری برگزار میشه، یه جورایی از این تکرار خسته شده بودم و دلم می خواست یه سبک جدیدی رو برای مکتب عاشورایی از دیدگاه خودم خلق کنم، دلم می خواست تو این روزا،فقط به نظری و دیدن مراسم و دسته های عزاداری اکتفا نکنم و درسی رو به یادگار ببرم.
رو پل عابر پیاده وایستادم و دارم به تابلوهایی که نقوش زیبایی با مضمون عاشورایی روشون حک شده رو می خونم؛نوشته یکی از تابلوها خیلی به دلم میشینه،همین یه جمله کوتاه خیلی روم تاثیر می زاره و وادارم می کنه تا با خودم کمی تعمق کنم و دفترچم رو بردارم و اولین درسی که از عاشورا می تونم بگیرم رو یادداشت کنم"هر طرف می نگری نام حسین است وحسین،ای دمش گرم!!سرش رفت ولی قولش نه!! " حسین(ع)قولش قول بود...من از کلاس درس عاشورایی تعهد و پابند بودن به قول و قرار رو یاد گرفتم.

وا زدن کفش ها به نیت کربلا
شب تاسوعای حسینی،تو هوای منفی0 درجه،یه عده از پیرغلامان هیئت های عزاداری،با پاهای پیاده به سمت حرم رضا حرکت می د
تو اوج شلوغی و جمعیتی که از گوشه و کنار کشورمون به م لرضا سفر کرده بودن،پیر غلام یکی از هیئت های محلی،رو چهار پایه ای نشسته بود و از همه آدمایی که از اون جا رد میشدن می خواست تا کفش هاشون رو به نیت رفتن به کربلا وا بزنه.
درست کمی اون طرف تر پسر بچه کوچیکی که پاهاش از سوز سرما منجمد شده بود و با دست های سیاه و کبودش به سمتم می یومد وبا ماس قسمم می داد تا یکی از ادعیه ها رو ب م با دیدن پاهای زخمی و اشیده پسر و چشم های معصومی که نمیشد دست رد به سینش زد بغضی راه گلوم رو چنگ زد و با خودم گفتم:" تا به کی با چشم گریان انتظار؟،تا به کی صد کودک آواره گرد در خیابان، تا به کی ؟ "

مراسم شمع شام غریبان حسین(ع)صحن جامع رضوی
دهه اول محرم تموم شد و رفت تا سال دیگه تا سالی که معلوم نیست تو این کره خاکی باشیم یا نه، امشب دل هوا هم از غربت و مظلومیتت گرفت یا حسین، چشم ابرها گریون شد از نبود تو، ای ثالار شهیدان، این صحن، این مکان مقدس، این مردم، به عشق تو، به خاطر زنده نگهداشتن قیام تو، یا حسین، تو این هوای سرد و بارونی با شمع هایی به دست، گرد تا گرد این صحن و سرا ایستادن و دارند با خودشون وداع می کنند. ای خوبی ها، زیر این باران تند و بی امان هزاران چشم گریان و دل عاشق به احترامت ایستاده اند و نوای عاشقی سر می دهند. این شب به پایان می رسد و باز هم من در خفا و یا پیش چشمان عابران کوچه و خیابان به اسانی برگه قضاوت را به دست می گیرم و این و آن را به آسانی قضاوت می کنم، بدون هیچ لاک غلط گیری، خدا کند تا سالی دیگر اگر عمری باقی ماند، تمام وجودم پر از عطر تو شود یا حسین.

گزارش اختصاصی سایت رسمی مجید اخش -زری ابو


اطلاعات

فالاچی می گوید: «نوشتن برای تو وقتی که ندانی برای تو می نویسم چه فایده ای دارد» و همین جمله ی ساده چقدر بزرگ است. اگر نباشی، اگر نخوانی، دیگر نوشتن یا ننوشتن چه فرقی دارد وقتی تمام خط ها و اشارات به سوی تو می رسد.
گمان می کنم اولین شاعری که از کنایه و استعاره استفاده کرده است هم به همین مشکل دچار بوده. شبیه من. که مجبورم تو را در دل واژه ها و عبارت ها مخفی کنم تا در متن ریشه بدوانی و گل کنی؛ که شاید روزی این گل گذرش به گلدان قدیمی روی طاقچه ات بیفتد و تو بشناسیش. می دانی شیرین ترین و زیباترین لذت های دنیا هم تا وقتی تقسیم نشوند بی مزه و حتی گاهی تلخ و گزنده اند. اگر نباشی که شعر را بشنوی، اگر نباشی که قلمم را ببینی، اگر نباشی که صدای سازم را معنا کنی؛ تمام ادبیات و هنر را ویران می کنی. هنری که تقسیم نشود، شور و ذوقی که شریک نداشته باشد؛ دروغین است. اگر نباشی دنیا لنگ می زند یا، … دنیایم لنگ می زند.
نمی دانم از کدام برگ خاطراتم دیگر پا به پایم نیامدی ولی میدانم که داستان کتاب را عوض کردی. این داستان دیگر دانای کل ندارد؛ اول شخص روایت می کنم: «دارم کلمه به کلمه جستجویت می کنم در بند بند این کتاب نیم بند! پیدا شو. اگر هم پایم نباشی دیگر پای ادامه نیست.»
نوشتن برای تو وقتی که ندانی برای تو می نویسم ؛ فایده ای هم دارد؟!


اطلاعات

وقتی قرار است بروی دل دل نکن. منتظر نمان. هیچ اتفاقی قرار نیست ماندگارت د. وقتی قرار است بروی حتماً دلشوره هایت را مرور کرده ای؛ یادگاری هایت را، بغض های پشت سرت را. یا می روی بی آنکه یادت بیاید کوچه هایی را که قدم زدیم. و باران هایی که بر سرمان بارید. و چراغ قرمز هایی که هنوز نمی دانم چرا دوستشان داشتیم. بهانه برای رفتن زیاد است این ماندن است که بهانه نمی خواهد. این ماندن است که دل می خواهد. شهامت می خواهد. عشق می خواهد. حالا هی تو بگو باید بروی.

اصلاً همه دنیا را جاده بکش. بگو که عشق به درد شعر ها می خورد. و من می ترسم از ی که دیگر حتی شعر هم قلبش را نمی لرزاند. ی که می داند به غیر از من ی منتظرش نیست. اما دلش هوای پ دارد. وقتی قرار است بروی حتی به آینه نگاه نکن. شاید چشم های ی که روبروی تو ایستاده منصرفت کند از رفتن. شاید نم اشکی ببینی، غباری، خیالی دور در آستانه ویران شدن. شاید نا خود آگاه در آینه لبخند بزنی و به تصویر دیر آشنای محصور در قاب بگویی: سلام. شاید هنوز روح ک نه ات از گوشه ای سرک بکشد و نگران باشد که مبادا فراموشش کنی. تو لبخند بزن. من غربت پشت آن لبخند را خوب می شناسم. نمی گویم نرو. اصلاً مگر چیزی عوض می شود؟ فقط «والله خیر الحافظین» می خوانم و به چهار جهت فوت می کنم. حتی اگر دیگر نبینمت هر شب به خوابت می آیم تا به یادت بیاورم که بی حداحافظی رفتی.


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: بی خداحافظی
  • کلمات کلیدی: شاید ,هایی ,بروی ,لبخند ,وقتی قرار

کتاب فروش بودن را دوست دارم،چون فکر می کنم چقدر حیف است گاهی ادم ها از جلوی قفس کتاب به سادگی عبور کنند بدون انکه بدانند چه چیزی در بین صفحات ان پنهان شده است

ناراحت می شوم وقتی ی از کنار کتاب "گتس پی بزرگ" رد می شود وبرای جناب "گتس پی" دست تکان ندهد یا گوشه چشمی برای بی تفاوتی "دیزی "نازک نکند

حیف است ی اسیر روزمرگی شده باشد و نداند که "کلاریس" داستان "چراغ ها را من خاموش می کنم" هر روز به امید روشن شدن روزی تکرار چراغ ها را روشن می کند و با او همدرد است

دوست دارم همه بدانند جناب "دارسی "داستان "غرور و تعصب "برخلاف ظاهر مغرورش چه کارها برای الیزابت نکرد

چرا خیلی ها ندانند که "ملاصدرا" با "نادر ابراهیمی" چه کرده که او را "مردی در تبعید ابدی" دیده و یا چگونه" پیشرفت ماشینی" می تواند "خوشه های خشم " را درو کند که" اشتانبک روی " ان باشد

قطعا به بچه ها اجازه نخواهم داد از قفسه مربوط به "هوشنگ مرادی کرمانی" به راحتی عبور کنند این قانون کتاب فروشی من خواهد بود اگر گذر ی به کتابفروشی ام بی افتد چنان عاشقش کنم که باور نکند هنوز دنیا جای قشنگی برای زندگی است


اطلاعات

نبویان:

رمزگشایی پشت نوشت ماشین های سنگی

مطالعه حضور در فضای مجازی در کشور بیش از24 ساعت در روز است

گروه رادیوو تلویزیون:نویسنده قصه های علی بیان کرد:طبق آمار گوناگون در کشور اگر بخواهیم میزان مطالعه درسی و غیر درسی افراد را تخمین بزنیم چیزی حدود24ساعت در روز، وقت افراد به مطالعه و گشت و گزار در فضای مجازی می گذرد.

وی ادامه داد:با توجه به ترافیک های سنگین و سر سام آور می تونید در این زمان ها به جای مگس پروندن به مطالعه داستان های کوتاه،جملات پند اموز یا پی نوشت ماشین ها بپردازید.

نبویان فرم پشت نوشت های ماشین های سنگی را،عاشقانه ،رجز خوانی دانست و عنوان کرد:بعد از انقراض ژیان وپیکان در جاده های کشور دوستان توانستند جایگاهی برای نیسان و ژیان پیدا کنند.

نویسنده برنامه رادیو7 با بیان این که پی نوشت های پشت ماشین سنگی می تواند سرگرمی خوبی برای مسافران باشد اظهار کرد:این معماها در عین جذ ت برای مسافرین و سرنشینان خودرو می تواند برای رانند گان خطرناک باشد و هواسش را پرت کند.

وی ادامه داد: انواع و اقسام عاشقانه هایی که در پشت خودروهای مختلف دیدین و خوندین از اشعار شاعران به نامی استفاده شده برخی از اشعار هم دایره لغاتی دارند که متعلق به ماشینه همانند"رادیات قلب من از عشق تو جوش آمده،گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم".

مجری برنامه مزه غذای ایرانی تصریح کرد:در بین این پشت نوشت های عاشقانه به نمونه های عجیب و غریبی هم برخوردم که مجموعه ای از اشکال ویژه برایشان طراحی شده بود که واقعا ارزش دیدن داشت.

نبویان گم نشدن در ترافیک توسط پشت نوشت های ماشین سنگی را یکی از نکات مهم وقابل اهمیت دانست و بیان کرد: در طول ترافیک که همه چیز برایمان خسته کننده و یکنواخت می شود ما می توانیم از طریق پشت نوشت ماشین ها متوجه شویم که چند دقیقه پشت کدام ماشین در ترافیک گیر کردیم.

انتهای پیام.


اطلاعات

این روزا بیرق سیاه، رو در و دیوار شهرم عَلَم شده، بیرقی که خبر از محرم و عاشورا رو میده این روزا دلم اونقدر غم داره که فقط با اشک ریختن که یام پیدا می کنه، دلم این روزا هوای مراسم تعذیه خوانی رو کرده، مراسمی که هر سال قبل از شروع ماه محرم با علمگردانی ازکوچه های شهرم شروع می شه و خونه به خونه دسته های عَلم رو گروهی از مرشدان و پیرغلامان مساجد و تکیه ها می گردونن، اهالی خونه هم اومدن عَلم به خونه هامون رو نشونه برکت یک ساله می دونن. کوچیک که بودم، با بچه های محل، سر کوچه وای می ایستادیم و اونقدر زنی می کردیم و نوحه میخوندیم تا دسته عَلَم رو به سمت کوچمون میدیدیم،اون وقت بود که با شوق و ذوق، باعجله به سمت مادر که با اسپندی به دست دم در منتظر بود می رفتیم و خبر می دادیم که عَلَم ها دارن به خونمون می یان،بعد واسه این که تو اون شلوغی زیر دست وپاه، له نشیم کنار مردهای خونه وای می ایستادیم و لیوان های شربت بالنگ یا شیر رو برای عزاداران پخش می کردیم و خوش حال بودیم از این که یه کاری برای حسین انجام میدیم

یادش بخیر، او روزا وقتی دسته های عَلَم، وارد هر خونه ای که میشد اونایی که نظرداشند و ی برای َعلَم قربونی می ،یا ن خونه، روسری هاشون روبه دورعلم می بستن تاهر موقع حاجت روا شدن روسری رو به همراه نظری به پیر غلام مسجد بدن تاتومراسم محرم جش کنه، حالا که ازاون روزا خیلی می گذره هنوز هم به یاد گذشته، قبل ازشروع ماه محرم مراسم و ایین عزاداری هرسال تو شهرم برگزار میشه.

حیف...حیف که با وجود گرفتاری های زندگی مدرنیته، مجبورم، روزام و با دود وآهن سر کنم و شبام رو به امید صبح دیگه و روز از نو و روزی از نو به خواب ببرم، اما هنوز هم مزه شربت بالنگ مادربزرگ، زیر زبونم و بوی خوب اسپند خاص ماه محرم به مشامم می رسه، چقدردلم برای آیین و سنت هامون تنگ شده....

زری ابو


اطلاعات

بیایید در ماه محرم زنجیر نزنیم! اما زنجیر از پای آزاد مردی باز کنیم…
نزنیم؛ اما دردمندی را ازغم و آه پاک کنیم…
اشکی نریزیم؛ اما اشک از چهره مظلومی پاک کنیم… آنوقت با افتخار بگوییم:


“یاحسین”

امروز کمی هوایی اربابم / از صبح دلم گرفته و بی تابم

تقویم بیاورید ای وای حسین / شب اول است و من در خوابم

صلی الله و علیک یا ابا عبدالله

ماس دعا مخصوص


اطلاعات

نبویان:

دو100 متر؛ گرانقیمت ترین بلیط مسابقات دو میدانی

دونده زن آلمانی؛ دو100متر را در عرض14/51ثانیه با کفش های پاشنه دار طی کرد

گروه رادیو و تلویزیون:مجری و نویسنده برنامه رادیو7،بیان کرد:وقتی یک نفر 100متر را در عرض 10ثانیه یا کم تراز آن طی می کند به این معنی است که سرعت متوسط آن 10متر زیرثانیه است.

به گزارش خبرگزاری کافه رادیو7، علی نبویان،مجری،نویسنده برنامه یکشنبه رادیو7،شب گذشته27مهر ماه،با اشاره به موضوع«سرعت»تصریح کرد:وقتی از سرعت حرف می زنیم یاد مسابقات دو صدمتر در مسابقات دو میدانی المپیک می افتیم.

وی ادامه داد:دو100متر،مسابقه هیجان انگیزی که قاعدتا زیر10ثانیه تمام می شود و رکورد آن را لوسین بولت جامایی کایی در9ثانیه،157ثانیه ب کرده است.

نبویان با اشاره به این که س تنبل نوعی س ن در جنگل های هند، نپال، پا تان، بنگلادش و سری لانکا است بیان کرد: این س اغلب با استفاده از پنجه های بلند و خمیده اش بی حرکت از شاخه ای آویزان می شودکه گهگداری فقط برای غذا خوردن از بالای درخت به پایین می آید.

مجری و نویسنده برنامه رادیو7،ادامه داد:این س تنبل اصلا در پی شکار نیست تنها با عسل و ات تغذیه می کند و به خودش زحمت زیادی نمی دهد.

نویسنده «قصه های علی» ماکزیموم سرعت این حیوان را91/ 5متر کم تر از6متر در ساعت دانست و اظهار کرد:نکته مهم قد و وزن و اندازه این دوست عزیز که اندازه فیزیولوژیکی هم نداره و همیشه خسته است و من ارادت زیادی به ایشون دارم.

وی با بیان این که مارتین پالرمو پدیده خلاقی که در عرض3ساعت سه پن ی را به حدر داد عنوان کرد:پن ی اول پالرمو به دیرک دروازه برخورد کرد، پن ی دوم به اوت رفت و پن ی سوم را دروازه بان گرفت پالرمو با از دست دادن ۳ پن ی در بازی تیم ملی آرژانتین مقابل کلمبیا در کوپا ۱۹۹۹ نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده است.

نبویان نکته جالب در خلاقیت پالرمو را عملی خودسرانه در نیمه اول دانست و بیان کرد:این پدیده آرژانتینی در پن ی اول خودسرانه توپ را برداشت و به ی هم اجازه نداد تا توپ را بزند چون می خواست این اختراع عجیب به نام خودش ثبت شود.

مجری برنامه «مزه غذای ایرانی» با اشاره به این که شیرها به صورت امدادی به شکار خود حمله می کنند اظهار کرد: در بین موجودات سریع یوزپلنگ به دلیل این که نمی تواند چند صد متر به دنبال شکار خود بدود در شکار ناموفق است .

وی ادامه داد:شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که چرا آهو با وجود استقامت و شتاب بسیاری که دارد اما شکار می شود؟ دلیل آن این است که آهو در دویدن مدام به پشت سر خود نگاه می کند.

مجری برنامه یکشنبه رادیو7 تصریح کرد:شرکت تبلیغاتی در امریکا شیشه هایی ضد گلوله ساختند تا از دستبرد ین جلوگیری شود آنها 3میلیون دلار را در صندوقی شیشه سر هر ایستگاهی گذاشتند و از افراد خواستند برای تست این شیشه به همه اعلام د هر ی که توانست آن را باز کند پول را می تواند بردارد.

وی در ادامه صحبت های خود افزود:هنوز دست مبارک دوستان نازنین ما به آن صندوق شیشه ای نیافتاده است وگرنه آن را چنان پاک سازی می کنند که تمام جهانیان انگشت به دهان می مانند.

انتهای پیام.


اطلاعات

// به مناسبت سالروز حسین منزوی پدر سعدی ایران //

کاکاوند:

نسل جدید تنها به فکر ثبت آثار خود در مقاطع تاریخی است

گروه رادیو و تلویزیون: ادبیات ازاد تهران عنوان کرد: نسل جدید ما به جای پرداختن به هنر و شعر بیشتر به فکر ثبت اثار خود در مقاطع مختلف تاریخ است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کافه رادیو7،رشید کاکاوند،ترانه سرا، ادبیات ازاد تهران،شب گذشته28مهر ماه،در سالروز «حسین منزوی»شاعر برجسته کشور،که در سالن اجتماعات ادبیات فردوسی مشهد برگزار شده بود درادامه صحبت های خود تصریح کرد:حسین منزوی به این خاطر برام عزیز که با شعر سرو کار داره من به شعر فکر می کنم و برای همین حسین منزوی برام محترم.

یکی از مجریان رادیو7 عنوان کرد:هنرمند توانا و خلاق هنرمندی که بتونه باابزار فنی و هنری خودش رو تعریف کنه.

ادبیات ازاد تهران ادامه داد: آنچه که پیش تر پذیرفته می شود همان چیزی که هستانسان تعریف نشده برای شدن بلکه انسان پذیرفته که باشد.

وی با اشاره به این که در زمان مشروطه شاعران و اهالی قلم سبک جدیدی از زندگی را تبلیغ د بیان کرد:از دوره مشروطه به خاطر علاقه نوجوانان به فرهنگستان و صنعت ترجمه جماعت کثیری حتی بهترین و برجسته ترین هنرمندانی که در زمینه ادبیات کار می د معتقد بودند که جامعه آن زمان به صورت ارباب رعیتی اداره می شود.

مجری برنامه رادیو7 در ادامه صحبت های خود با بیان این که نسل قدیم در مقایسه با نسل جدید در مقابل مد وارده شده به کشور گارد می گرفت عنوان کرد: به خودتون نگاه نکنید که هر چی مد فشن تر باشه بیشتر به دلتون می چسبه نسل ما به همین آسونی چیزی رو قبول نمی کرد و تسلیم مد نمی شد.

کاکاوند اظهار کرد: نسل من به همان شیوه خود عادت کرده است برای همین اگه از دهه های دیگه سوال کنید حافظ می خونید یا سعدی، سعدی رو به شما پیشنهاد می کنند.

ادبیات آزاد تهران،با اشاره به این که فروغ فرخزاد یگانه بانو شعر فارسی است بیان کرد:غزل سرگذشت جالب در روزگار ما دارد در میان غزل سرایان تک غزل فروغ فرخزاد در مسابقه ادبی بسیار زیبا و دلنشین است.

وی ادامه داد:فروغ فرخزاد تنها شاعری است که حتی در شعرهایش هم می توان او را یافت و آدم نقش بازی نبود.

کاکاوند با بیان این که در دهه70 اتفاق شگفتی در غزل افتادعنوان کرد: در دهه70 غزل به گونه ای پدید آمد که در آن می توان سینمایی هم ساخت و کم تر می توان جنبه شعری در آن غزل ها یافت.

در حاشیه این مراسم کاکاوند با پرسیدن این سوال از دانشجویان که همه ادبیات هستند؟ وقتی با جواب اندکی از دانشجویان این رشته مواجه شد هرچند دقیقه یکبار به طنز رو به دانشجویان اعلام می کرد که این مثال ها را برای خودم و اساتید می گویم و با زیر سوال بردن دانشجویان و این نکته که تنها دوستان محترم ادبیات ذهنشان یاری درک چنین مسائلی را دارد

در حالیکه تمامی دوستان دوران مشروطه و...را در درس دبیرستان و کتاب تاریخ پاس د

نکته جالب توجه این که کاکاوند با اشاره به این متن"بهترین چیز نگاهی است که از حادثه عشق برتر است"بیان کرد:معمولا عشق وقتی آدم ژولیده است یا امتحان داره سراغش می یاد.

وی د ایان حرف خود را با این بیت از حسین منزوی به اتمام رسانید:همواره عشق بی خبر از راه می رسد چونان مسافری که ناگاه می رسد.

انتهای پیام.


اطلاعات

زندگی ام به یک سرعت گیر احتیاج دارد به یک نفر که موقع عصبانیت ترمز دستی ام را بکشد و نگذارد حجم صدایم پشت ی را بلرزاند

باید برای اوقات خوشحالی های بیش از حدم فکری م برای ان لحظه که روی هوا قول می دهم کمی که می گذرد خودم هم می مانم که آ چه طور چنین وعده احمقانه ای داده ام و ی را بی خود و بی جهت امیدوار

دقایق ناراحتی ام هم به یک کنترل چی نیاز دارد وقتی که قلبم می شکند خودم را در ایینه نمی شناسم همان موقع که جهان را قفس میبینم و هیچ بعید نیست که به تمام دوستانم یک پیام همگانی بدهم که هیچ کدامتان را دوست ندارم چه دروغ بزرگی

آدم تا زندگی ادم ها را دوست نداشته باشد

کاشکی ی مراقب روزهای عاشقی ام باشد ی که مدام هواسم را جمع کند که محبت هم حساب و کتاب دارد و اگر از حد بگذرد قانون جذر را بهم زده من به یک سرعت گیر نیاز دارم در این جهانی که پرشتاب پیش می رود.


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: سرعت گیر
  • کلمات کلیدی: سرعت

شهاب حسینی از طلا فروشی تا ش تن شیشه مغازه

گروه رادیو و تلویزیون: سید شهاب الدین حسینی بازیگر سینما و تلویزیون در گفت و گو با برنامه رادیو7 با اشاره به این که سرکش ترین فرد خانواده بودم عنوان کرد:در جوانی آدم بزن بهادری بودم به همین خاطر پایم به کلانتری باز شد.

به گزارش خبرگزاری کافه رادیو7،سید شهاب الدین حسینی،بازیگر برجسته سینما وتلویزیون در ادامه گفت و گو خود در رادیو7، بیان کرد: دوران نوجوانی دو سال با اصرار پدرم طلاسازی کار .

وی ادامه داد:شرایط اجتماعی اون موقع ایجاد می کرد بچه هاقد و یه دنده و مدعی باشند،ان روزها برای خودم فرد سرکش و بزن بهادری بودم یک روز شیشه مغازه مردی را که به خواهر دوستم حرف نامربوطی زده بود را ش تم و این مساله باعث شد تا پایم به کلانتری باز شود.

حسینی دلش تگی پدرش را عامل مهمی در عوض شدن مسیر زندگی اش دانست و بیان کرد:پدرم مرد فرهنگی بود و ان زمان که مارا به کلانتری بردند پدرم با دلش تگی به من گفت که من سالهاست بچه های مردم رو آدم می کنم اما پسر خودم را نتوانستم ادم کنم.

وی ادامه داد: دوستی داشتم که به شدت با او صمیمی بودم و من دوستم را در حادثه درگیری خیابانی از دست دادم بعد از مرگ اون خیلی بهم ریختم و با تهدید پدرم که اگه می خوای راه دوستت رو ادامه بدی از خونه بری بهتره از آن جا به بعد متحول شدم.

انتهای پیام.


اطلاعات

نه من،نه این پنجره نیمه باز،و نه حتی درخت جوان آن سوی خیابان فراموشت نکردیم

سالهاست جای خودمان ایستاده ایم و با هر باران تند بی امان به یادت می افتیم

اصلا مگر می شود ی را از یاد برد که بی هوا آمد اما به سرعت باد دورشد و رفت

و از این بودن کوتاهش تنها چند سلام شتاب زده و چند خاطره عجول در یاد زمان ثبت کرد

اما گمان کنم بهتر است جایمان را عوض کنیم حالا تو باید کمی بایستی و راهی را که رفته ای خوب نگاه کنی تا ببینی در این مسیر بی توقف چه چیزهایی را جا گذاشته ای و ندیدی و فراموش کرده ای

و من باید با سرعت دور شوم از خاطره تو زیر این باران تند و این پنجره باید به سرعت بسته شود و تو را برای همیشه پشت شیشه اش جا بگزارم

و ان درخت باید به سرعت پیر شود آنقدر که دیگر تعداد برگهایش را به یاد نیاورم و نه سایه پرشتاب ی که سلامش را هم به باد سپرد.


اطلاعات

نبویان:

دو100 متر؛ گرانقیمت ترین بلیط مسابقات دو میدانی

دونده زن آلمانی؛ دو100متر را در عرض51/14ثانیه با کفش های پاشنه دار طی کرد

گروه رادیو و تلویزیون:مجری و نویسنده برنامه رادیو7،بیان کرد:وقتی یک نفر 100متر را در عرض 10ثانیه یا کم تراز آن طی می کند به این معنی است که سرعت متوسط آن 10متر زیرثانیه است.

به گزارش خبرگزاری کافه رادیو7، علی نبویان،مجری،نویسنده برنامه یکشنبه رادیو7،شب گذشته27مهر ماه،با اشاره به موضوع«سرعت»تصریح کرد:وقتی از سرعت حرف می زنیم یاد مسابقات دو صدمتر در مسابقات دو میدانی المپیک می افتیم.

وی ادامه داد:دو100متر،مسابقه هیجان انگیزی که قاعدتا زیر10ثانیه تمام می شود و رکورد آن را لوسین بولت جامایی کایی در9ثانیه،157ثانیه ب کرده است.

نبویان با اشاره به این که س تنبل نوعی س ن در جنگل های هند، نپال، پا تان، بنگلادش و سری لانکا است بیان کرد: این س اغلب با استفاده از پنجه های بلند و خمیده اش بی حرکت از شاخه ای آویزان می شودکه گهگداری فقط برای غذا خوردن از بالای درخت به پایین می آید.

مجری و نویسنده برنامه رادیو7،ادامه داد:این س تنبل اصلا در پی شکار نیست تنها با عسل و ات تغذیه می کند و به خودش زحمت زیادی نمی دهد.

نویسنده «قصه های علی» ماکزیموم سرعت این حیوان را91/5 متر کم تر از6متر در ساعت دانست و اظهار کرد:نکته مهم قد و وزن و اندازه این دوست عزیز که اندازه فیزیولوژیکی هم نداره و همیشه خسته است و من ارادت زیادی به ایشون دارم.

وی با بیان این که مارتین پالرمو پدیده خلاقی که در عرض3ساعت سه پن ی را به حدر داد عنوان کرد:پن ی اول پالرمو به دیرک دروازه برخورد کرد، پن ی دوم به اوت رفت و پن ی سوم را دروازه بان گرفت پالرمو با از دست دادن ۳ پن ی در بازی تیم ملی آرژانتین مقابل کلمبیا در کوپا ۱۹۹۹ نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده است.

نبویان نکته جالب در خلاقیت پالرمو را عملی خودسرانه در نیمه اول دانست و بیان کرد:این پدیده آرژانتینی در پن ی اول خودسرانه توپ را برداشت و به ی هم اجازه نداد تا توپ را بزند چون می خواست این اختراع عجیب به نام خودش ثبت شود.

مجری برنامه «مزه غذای ایرانی» با اشاره به این که شیرها به صورت امدادی به شکار خود حمله می کنند اظهار کرد: در بین موجودات سریع یوزپلنگ به دلیل این که نمی تواند چند صد متر به دنبال شکار خود بدود در شکار ناموفق است .

وی ادامه داد:شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که چرا آهو با وجود استقامت و شتاب بسیاری که دارد اما شکار می شود؟ دلیل آن این است که آهو در دویدن مدام به پشت سر خود نگاه می کند.

مجری برنامه یکشنبه رادیو7 تصریح کرد:شرکت تبلیغاتی در امریکا شیشه هایی ضد گلوله ساختند تا از دستبرد ین جلوگیری شود آنها 3میلیون دلار را در صندوقی شیشه سر هر ایستگاهی گذاشتند و از افراد خواستند برای تست این شیشه به همه اعلام د هر ی که توانست آن را باز کند پول را می تواند بردارد.

وی در ادامه صحبت های خود افزود:هنوز دست مبارک دوستان نازنین ما به آن صندوق شیشه ای نیافتاده است وگرنه آن را چنان پاک سازی می کنند که تمام جهانیان انگشت به دهان می مانند.

انتهای پیام.


اطلاعات

// به مناسبت سالروز حسین منزوی پدر سعدی ایران //

کاکاوند:

نسل جدید تنها به فکر ثبت آثار خود در مقاطع تاریخی است

گروه رادیو و تلویزیون: ادبیات ازاد تهران عنوان کرد: نسل جدید ما به جای پرداختن به هنر و شعر بیشتر به فکر ثبت اثار خود در مقاطع مختلف تاریخ است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کافه رادیو7،رشید کاکاوند،ترانه سرا، ادبیات ازاد تهران،شب گذشته28مهر ماه،در سالروز «حسین منزوی»شاعر برجسته کشور،که در سالن اجتماعات ادبیات فردوسی مشهد برگزار شده بود درادامه صحبت های خود تصریح کرد:حسین منزوی به این خاطر برام عزیز که با شعر سرو کار داره من به شعر فکر می کنم و برای همین حسین منزوی برام محترم.

یکی از مجریان رادیو7 عنوان کرد:هنرمند توانا و خلاق هنرمندی که بتونه باابزار فنی و هنری خودش رو تعریف کنه.

ادبیات ازاد تهران ادامه داد: آنچه که پیش تر پذیرفته می شود همان چیزی که هستانسان تعریف نشده برای شدن بلکه انسان پذیرفته که باشد.

وی با اشاره به این که در زمان مشروطه شاعران و اهالی قلم سبک جدیدی از زندگی را تبلیغ د بیان کرد:از دوره مشروطه به خاطر علاقه نوجوانان به فرهنگستان و صنعت ترجمه جماعت کثیری حتی بهترین و برجسته ترین هنرمندانی که در زمینه ادبیات کار می د معتقد بودند که جامعه آن زمان به صورت ارباب رعیتی اداره می شود.

مجری برنامه رادیو7 در ادامه صحبت های خود با بیان این که نسل قدیم در مقایسه با نسل جدید در مقابل مد وارده شده به کشور گارد می گرفت عنوان کرد: به خودتون نگاه نکنید که هر چی مد فشن تر باشه بیشتر به دلتون می چسبه نسل ما به همین آسونی چیزی رو قبول نمی کرد و تسلیم مد نمی شد.

کاکاوند اظهار کرد: نسل من به همان شیوه خود عادت کرده است برای همین اگه از دهه های دیگه سوال کنید حافظ می خونید یا سعدی، سعدی رو به شما پیشنهاد می کنند.

ادبیات آزاد تهران،با اشاره به این که فروغ فرخزاد یگانه بانو شعر فارسی است بیان کرد:غزل سرگذشت جالب در روزگار ما دارد در میان غزل سرایان تک غزل فروغ فرخزاد در مسابقه ادبی بسیار زیبا و دلنشین است.

وی ادامه داد:فروغ فرخزاد تنها شاعری است که حتی در شعرهایش هم می توان او را یافت و آدم نقش بازی نبود.

کاکاوند با بیان این که در دهه70 اتفاق شگفتی در غزل افتادعنوان کرد: در دهه70 غزل به گونه ای پدید آمد که در آن می توان سینمایی هم ساخت و کم تر می توان جنبه شعری در آن غزل ها یافت.

در حاشیه این مراسم کاکاوند با پرسیدن این سوال از دانشجویان که همه ادبیات هستند؟ وقتی با جواب اندکی از دانشجویان این رشته مواجه شد هرچند دقیقه یکبار به طنز رو به دانشجویان اعلام می کرد که این مثال ها را برای خودم و اساتید می گویم و با زیر سوال بردن دانشجویان و این نکته که تنها دوستان محترم ادبیات ذهنشان یاری درک چنین مسائلی را دارد

در حالیکه تمامی دوستان دوران مشروطه و...را در درس دبیرستان و کتاب تاریخ پاس د

نکته جالب توجه این که کاکاوند با اشاره به این متن"بهترین چیز نگاهی است که از حادثه عشق برتر است"بیان کرد:معمولا عشق وقتی آدم ژولیده است یا امتحان داره سراغش می یاد.

وی د ایان حرف خود را با این بیت از حسین منزوی به اتمام رسانید:همواره عشق بی خبر از راه می رسد چونان مسافری که ناگاه می رسد.

انتهای پیام.


اطلاعات

ب همین طور که صفحات حوادث رو مه رو ورق می زدم با خودم فکر چقدر زود گذشت چقدر زود مسئولیت هامون یادمون رفت

چقدر دنیا و زمونه عوض شده چقدر تعهد کم رنگ

به صفحات رو مه به آمار طلاق و قتل و هزاران پله های رفته دادگاه و هزاران معقوله دیگه فکر می کنم به دورواطرافیانم به دوستام به عهدی که ش ته شده به دلی که بسته شده به قولی که وفا نشد و به دلی که فریب خورد با خودم به بی مسئولیت هامون به این که بابا بزرگ ها و مامان بزرگ ها چه جوری با تموم دارو ندار هم ساختن وپای عهدشون وایستادن و سالهای سال زندگی ، اونم عاشفانه، به ادم به هوا و غفلت مشترکشون در گاز زدن سیب و رانده شدنشون از بهشت به زمین و خلق ادمیت

اما جواب این یه سوال رو هنوز نتونستم پیدا کنم مگه آدم و هوا متعهد نبودن؟ نمی دونم، شاید قصه ی ما ادما ازهمون آغاز پیدایش گندیده شده باشه

کاش لا اقل یه چیزی رو از گذشته ها درس می گرفتیم، اونم نقطه اشتراک ادم و هواست غفلت و رانده شدن مشترک

حالا بعد از گذشت دوران تحصیل، جایگاه درس تاریخ و عبرت گرفتن از شخصیت هاش رو می فهمم یه کاغذ و قلم می گیرم و با خودم فکر می کنم اگه بخوام روزی کت باموضوع مسئولیت و مسئولیت پذیری بنویسم

اول از همه باید از خودم شروع کنم، بینم اصلا ادم مسئولی هستم،خ ر قرمز رو بر می دارم و جای خالی مسئولیت ها رو با تک ماده پر می کنم اما تو ج انتخ م یک گزینه رو20 میگیرم

اونم تو درس تعهد و مسئولیت، من با داشتن بهترین معلم دنیا صبر و استقامت و فداکاری و گذشت و از همه مهم تر تعهد و مسئولیت و پایبند بودن به ی رو،یاد میگیرم ،من یاد گرفتم دربرابردلی که میشکنم،دلی که بدست می یارم،محبتی که نثار می کنم،حرفی که می زنم من دربرابر تموم دلدادگی هام مسئولم، من با افتخار می گم تعهد و دوستداشتن بی نهایت رو از تو آموختم مادر.

زری ابو


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: من مسئولم
  • کلمات کلیدی: مسئولیت ,تعهد ,چقدر ,اونم ,گذشت

موضوع این هفته برنامه در مورد چقدر خودتون هستید

امروز می خوایم تو برنامه در مورد این موضوع صحبت کنیم که اصلا چقدر خودتونید؟ آقا چقدر به خودتون و افکارتون بها می دید

ببینم... شما از کدوم دسته آدمایید... از اون دسته آدمایی که نیگا به دهن این و اون می کنند و اموراتشون می گذره

یا از اون دسته ادمایی که... نصف این وری ان... نصف اون وری ان... آ شم نمیدونن کجان،حکایت اونا حکایت اون ادمی که دم حرم اما رضا واسه جلب مشتری داد می زنه ع می گیریم... ع این ور آبی... اون ور آبی... مرزی... بی مرزی،یعنی اونم واسه خودش خلاقیتی داره ها..نیگا کن تورو خدا...

دقت کردین... بعضی ها... به غیر از پول باباهه... هیچی ندارند... و واسه ابراز وجود... خودشون رو پشت پول باباشون پنهون می کنند.. و واسه رفیق پیدا ... پولشون رو به رخ یارو می کشن...

آخه یکی نیست بگه... عزیزم... شوما.. به غیر پول بابایی.. چی داری هان؟ببینم می تونی تومبون شلوارت رو بکشی بالا.. یانه...

یه سری دیگه از ادما هستند... البته... دور از جون همه شما و ما،از اون دسته آدمایی که فقط دنیا اومدن خوش باشن،آره داداش،به هر قیمتی که شده خوشن،از مس ه بند کفش ،لباس و صورت وهمین جوری بریم کار به جای باریک می کشه

آخه یکی نیست بگه آدم ناحس ،زندگی به این چیزا نیستا،فرداتم ببین

یه سری آدم هستن که فقط خوشن تو ید و مارک و پول... یعنی تا جورابم می خوان ب ن باید مارک... فلان برند... روش باشه... وگرنه کلاسشون زیر سوال میره

نمی دونم چرا هیچ وقت نتونستم به این جواب برسم،که مگه آدم با یه دست لباس تمیز و شیک که هنوز کهنه نشده.. نمی تونه زندگی کنه... هان

مگه قدیم ندیما... گذشته ها.. اصلا امت ما.. چی کار می ،بابا چیه وشو ید و مصرف گرایی افتاده به جون آدما

بابا مملکت رو داره قحطی میگیره... پَ کو اون همه دانشمند و نخبه....

این جوری می خوایم جلوی جنگ نرم رو بگیریم...

93.7.26

شب شنبه ساعت22


اطلاعات

سال هایت را باخ ر قرمز بنویس به رنگ پیشانی ات در اوقات عصبانیت،یا به رنگ گونه هایت در آن روزهای اولی که مرا شناختی،خ ر سبز را بگذار برای جواب های من،مطمئنم بدون خط خوردگی می نویسم چون همه را حفظم.

تو حتما با شوق از من می پرسی چقدر دوستت دارم و من با آرامش می نویسم به اندازه آسمان ها،اگر بخواهی بدانی تا کجا پای تو صبر می کنم نماد بی نهایت را در علم ریاضیات روی کاغذ می کشم، تو سوال کن من جواب می دهم، اما زندگی همین سین جین ها نیست سرنوشت آدم ها حساب و کتاب سرش نمی شود عشق روی کاغذ فقط یک شعر است

خودت را به من ثابت کن.

خ رهای رنگارنگ را کنار بگذار و راه برو تا من ببینم ردپاهای تو چقدر محکم است

حرف بزن،حرف بزن تا گرمای کلامت را اندازه بگیرم و ببینم آنقدری هست که غصه هایم را از یاد ببرم

اصلا خیال کن بخت ما یک امتحان است اما وسطش حق استراحت داریم بیا عاشقانه هایمان را بگذاریم دوران فراغت که رسید آ عمرمان اگر سوالی بود تو بپرس من جواب می دهم اما بدان تو پیش دلم قبول شده ای.


اطلاعات

قصه هزارو یک شب رادیو هفت به پایان رسید

گروه رادیو و تلویزیون:سال1389اولین رادیو تصویری از شبکه آموزش سیما به روی آنتن رفت،برنامه جالبی که هفت روز هفته، هفت شبانه روز، تو تموم غم ها و شادی ها همراهمون بود برنامه ای که مخاطبان خودش رو از میون گروه های سنی مختلف از کوچیک و بزرگ بگیر تا پدربزرگ و مادربزرگ ها رو پای تلویزیون نشوند و هنوز که هنوز مخاطبان خاص خودش رو از اقشار مختلف جامعه داره برنامه رادیو7 برنامه مردم محوری که هر شب با بخش های مختلف توسط تیم قوی نویسندگان و مجریان به روی آنتن شبکه7 سیما میره امشب هزارو یکمین برنامه از قصه های رادیو7 مثل همیشه با موفقیت به پایان رسید.

به گزارش خبرگزاری کافه رادیو7،هزارو یکمین برنامه از سری برنامه های رادیو7 با موضوع (ادبیات کهن ایران)از شبکه آموزش سیما به روی آنتن رفت.

در ابتدای برنامه منصورضابطیان،تهیه کننده برنامه، عنوان کرد:امشب هزارو یکمین برنامه از برنامه های رادیو7، که به روی آنتن میره ،تا الان سعی کردیم برنامه ای بسازیم که حرف دل مردم رو بزنه و شاید به همین خاطره که به دل مردم مینشینه امیدواریم این توفیق رو خدا از ما نگیره و ما باز هم مهمون خونه های پر از مهرتون باشیم.

وی با اشاره به این که عدد هزار عدد مهمی در میان اهالی رسانه به حساب می آید بیان کرد: در مطبوعات و رسانه عدد هزار عدد مقدسی است و نشان از تلاش چندین سال تا رسیدن به عدد4 رقمی است.

ضابطیان ادامه داد:اول قصدمون این بود که هزارمین برنامه رو جشن بگیریم ولی به واسطه این که این برنامه برنامه ای قصه گو محوراست وهزارو یک شب ازقصه ها صحبت کردیم به یاد هزارو یک شب، برنامه اجرا شده ،جشن هزارو یکم را گرفتیم.

از بخش های دیگر برنامه گفت و گو با سید شهاب الدین تنکابنی،بازیگر برجسته سینما و تئاتر کشور بود.

حسینی با اشاره به این که از همان کودکی با ذهنی خلاق داستان ها را برای دیگران تصویرسازی می اظهار کرد:از همان دوران کودکی،با بچه های محل زمانی که حوصلمان سر می رفت هر ی هایی را که میدید را برای دیگران تعریف می کرد و من هم با خلاقیتی که داشتم به راحتی می توانستم شخصیت هایی را به اضافه کنم و داستان را جور دیگری جلوه دهم و تصویر سازی خوب من از هایی که روایت می موجب جذب همه می شد.

وی در ادامه صحبت های خود بیان کرد:اون موقع که کرسی بود و شب یلدا مراسم گرم تر برگزار می شد مادربزرگ های من برخلاف این که سواد آکادمیک نداشتند اما به خاطر لحن شیوا و جذابشان قصه های دلنشینی رو برای ما تعریف می د.

بازیگر برجسته سینما و تئاتر عنوان کرد:بازی های دوران کودکی ما تیله،ماشین کوچولو،شمشیر پلاستیکی،جنگ کوچه به کوچه،فوتبال بود.

از بخش های دیگر این برنامه شنیدن نوار کاست قدیمی قصه گویی مرحوم حمید عاملی بود.

بخش وی ژه این برنامه ویدیو ضبط شده از علی نبویان با اجرای داستان طوطی سخن گو که به مناسبت این شب و تجدید خاطرات گذشته نوشته بود مورد استقبال مخاطبین بسیاری قرار گرفت.

خندیدن یک زن خیاط بعد از 4سال ازمهمترین حاشیه های این برنامه بود این نشان از توانمندی و خوش فکر بودن این نویسنده جوان است که با نوشتن داستان هایی تلفیقی همراه با مفاهیم آموزنده حرف های دل مردم را به روی کاغذ می آورد.

نوشتن داستانی با کلمات توسط حسین کلهر از دیگر بخش های ضبط شده در برنامه بود.

ناصروحدتی خواننده گیلانی،از جمله مهمانان در هزارویکمین برنامه از برنامه های رادیو7 با موضوع ادبیات کهن فارسی بود.

وحدتی با اشاره به این که از سال 1335 با رادیو گیلان کار خود را شروع کرد در ادامه در خصوص شخصیت های داستانی در ترانه ها عنوان کرد: جریان همه ترانه ها به 35 سال قبل بر می گردد و خاستگاه این ترانه ها با توجه به اداب و روسوم هر شهری شکل گرفته است.

وی ادامه داد:بیشتر قصه ها مثل رعنا و هیبت، اسطوره های گیلان هستند که نمود واقعی در جامعه داشتند و ترانه سرا با توجه به واقعیت اتفاق افتاده دست به قلم می شود.

وحدتی با اشاره به این که ملودی جذاب رعنا سروده ملی شده است عنوان کرد:تمام این ترانه ها داستانک های کوچک هستند که اتفاق افتادند و به ترانه پیوستند تا خوانده شود و یاد مردم بماند.

خواننده محلی گیلان با بیان این که مرز بین گیلان و مازندران پاک ترین راویان و عاشق ترین عاشق ها را دارد اظهار کرد:عاشقان و اسطوره های این سرزمین عاشقانی متعهد بودند که عشق هایی پاک و دور از فریب داشتند.

وی با اشاره به داستان سبور یکی از اسطوره های ترانه محلی گیلان بیان کرد:سبور زنی که از ازدواج با سعید که عاشقش امتناع می کنه.

وحدتی در ادامه صحبت های خود رعنا را زنی مبارز می داند که زمان حکومت قاجار به همراه مردی مبارز علیه حکومت قیام می کند.

انتهای پیام.

ز.ابو


اطلاعات

آیه مباهله، آیه ۶۱ سوره آل عمران است که پیرامون مناظره ای بین محمد و هیأت نجرانی نازل شده است.

مباهله بر وزن مفاعَله به معنای انجام دادن کاری به صورت دو طرفه است، حروف اصلی آن بهل و به معنای خداوند او را لعنت کرد است مباهله مصدر باب مفاعله مشتق از بهل یبهل به معنی آزاد شدن و از قید رها گردیدن است، و باهل در لغت عرب نجات یافته و به معنای شتر رها شده از قید و نجات یافته از داغ است؛ یا ناقه ای ست که شیر او را ترک کرده و نمی دوشند و ابهان (مصدر باب افعال) در دعا استعمال می‏شود و در ابهال دعا به معنای تضرع و زاری است و چون به باب افتعال برده و ابتهال گفته شود، به معنای لعن می باشد

در سال دهم هجرت نامه ای به اسقف نجران نوشت و طی آن یان نجران را به دین دعوت کرد


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: روز مباهله
  • کلمات کلیدی: معنای ,مباهله ,اسلام ,نجات یافته ,پیامبر اسلام

اینم گزیده ای از متن اهنگ هایی که شنبه19مهر93 رادیو7 پخش شد

از این خیابونا هر وقت رد میشم

دیوونه تر میشم بی حد واندازه

باور کن این روزا هر چی که میبینم

فکر منو داره یاد تو میندازه

انگار قدمام به این خیابونا

وقتی که تو نیستی بدجوری وابسته است

انقدر که با فکرت قدم زدم اینجا

حتی خیابونم از قدمام خسته است

تو این پیاده رو

بین همین مردم

با اشتباه اما

خیلی تو رو دیدم

این که چرا نیستی

من این سوال و از

هر که میدیدم صد بار پرسیدم

خیابونا-محسن یگانه

میسوزم آتیشم تا اینکه بیایی پیشم

میسوزم خاموشم با گریه هم آغوشم

من از این همه تنهایی

من از این همه رسوایی

من از این همه زیبایی

میترسم

میسوزم آتیشم-فریدون آسرایی

آدم رویاهای من خیلی با تو فرق داشت

پا به پای من میومد مثله تو تنهام نمیذاشت

تو برای گریه های بی صدای بی گلایه

چی بودی خیالی یا سایه

تو به جای اینکه پای روزگار من بشینی

منو بستی به کنایه

آدم رویاهای من اصلا اینجوری نبود

سایشو سنگین نمیکرد آدم دوری نبود

اما من قد تو عاشقش نبودم

قد تو دوسش نداشتمو ندارم

بیشتر از جونی که میذاشت پای عشقم

حاضرم جونمو پای تو بذارم

آدم رویاها-مسعود ی

باز دوباره با نگاهت

این دل من زیرو رو شد

باز سر کلاس قلبم درس عاشقی شروع شد

دل دوباره زیرو رو شد

با تموم سادگی تو حرفتو داری میگی تو

میگی عاشقت میمیونم

میگم عشق آ ی تو

حرفتو داری میگی تو

میدونی حالم این روزا بدتر از همست

آخه هرکی رسید دل ساده ی من رو ش ت

قول بده که تو از پیشم نری

واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفست

میمیرم بری آ ین دفعست

پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم

دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم

راستشو بگو این یه بازیه

نکنه همه حرفای تو مثه حرف همه

صحنه سازیه این یه بازیه

جاده یک طرفه -مرتضی پاشایی


اطلاعات

اینم گزیده ای از متن اهنگ هایی که شنبه19مهر93 رادیو7 پخش شد

از این خیابونا هر وقت رد میشم

دیوونه تر میشم بی حد واندازه

باور کن این روزا هر چی که میبینم

فکر منو داره یاد تو میندازه

انگار قدمام به این خیابونا

وقتی که تو نیستی بدجوری وابسته است

انقدر که با فکرت قدم زدم اینجا

حتی خیابونم از قدمام خسته است

تو این پیاده رو

بین همین مردم

با اشتباه اما

خیلی تو رو دیدم

این که چرا نیستی

من این سوال و از

هر که میدیدم صد بار پرسیدم

خیابونا-محسن یگانه

میسوزم آتیشم تا اینکه بیایی پیشم

میسوزم خاموشم با گریه هم آغوشم

من از این همه تنهایی

من از این همه رسوایی

من از این همه زیبایی

میترسم

میسوزم آتیشم-فریدون آسرایی

آدم رویاهای من خیلی با تو فرق داشت

پا به پای من میومد مثله تو تنهام نمیذاشت

تو برای گریه های بی صدای بی گلایه

چی بودی خیالی یا سایه

تو به جای اینکه پای روزگار من بشینی

منو بستی به کنایه

آدم رویاهای من اصلا اینجوری نبود

سایشو سنگین نمیکرد آدم دوری نبود

اما من قد تو عاشقش نبودم

قد تو دوسش نداشتمو ندارم

بیشتر از جونی که میذاشت پای عشقم

حاضرم جونمو پای تو بذارم

آدم رویاها-مسعود ی

باز دوباره با نگاهت

این دل من زیرو رو شد

باز سر کلاس قلبم درس عاشقی شروع شد

دل دوباره زیرو رو شد

با تموم سادگی تو حرفتو داری میگی تو

میگی عاشقت میمیونم

میگم عشق آ ی تو

حرفتو داری میگی تو

میدونی حالم این روزا بدتر از همست

آخه هرکی رسید دل ساده ی من رو ش ت

قول بده که تو از پیشم نری

واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفست

میمیرم بری آ ین دفعست

پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم

دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم

راستشو بگو این یه بازیه

نکنه همه حرفای تو مثه حرف همه

صحنه سازیه این یه بازیه

جاده یک طرفه -مرتضی پاشایی


اطلاعات

اینم گزیده ای از متن اهنگ هایی که شنبه19مهر93 رادیو7 پخش شد

از این خیابونا هر وقت رد میشم

دیوونه تر میشم بی حد واندازه

باور کن این روزا هر چی که میبینم

فکر منو داره یاد تو میندازه

انگار قدمام به این خیابونا

وقتی که تو نیستی بدجوری وابسته است

انقدر که با فکرت قدم زدم اینجا

حتی خیابونم از قدمام خسته است

تو این پیاده رو

بین همین مردم

با اشتباه اما

خیلی تو رو دیدم

این که چرا نیستی

من این سوال و از

هر که میدیدم صد بار پرسیدم

خیابونا-محسن یگانه

میسوزم آتیشم تا اینکه بیایی پیشم

میسوزم خاموشم با گریه هم آغوشم

من از این همه تنهایی

من از این همه رسوایی

من از این همه زیبایی

میترسم

میسوزم آتیشم-فریدون آسرایی

آدم رویاهای من خیلی با تو فرق داشت

پا به پای من میومد مثله تو تنهام نمیذاشت

تو برای گریه های بی صدای بی گلایه

چی بودی خیالی یا سایه

تو به جای اینکه پای روزگار من بشینی

منو بستی به کنایه

آدم رویاهای من اصلا اینجوری نبود

سایشو سنگین نمیکرد آدم دوری نبود

اما من قد تو عاشقش نبودم

قد تو دوسش نداشتمو ندارم

بیشتر از جونی که میذاشت پای عشقم

حاضرم جونمو پای تو بذارم

آدم رویاها-مسعود ی

باز دوباره با نگاهت

این دل من زیرو رو شد

باز سر کلاس قلبم درس عاشقی شروع شد

دل دوباره زیرو رو شد

با تموم سادگی تو حرفتو داری میگی تو

میگی عاشقت میمیونم

میگم عشق آ ی تو

حرفتو داری میگی تو

میدونی حالم این روزا بدتر از همست

آخه هرکی رسید دل ساده ی من رو ش ت

قول بده که تو از پیشم نری

واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفست

میمیرم بری آ ین دفعست

پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم

دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم

راستشو بگو این یه بازیه

نکنه همه حرفای تو مثه حرف همه

صحنه سازیه این یه بازیه

جاده یک طرفه -مرتضی پاشایی


اطلاعات

زاده:

ساخت اولین چشم توسط ایرانی

طبق قانون 3درصد شغل های تی به ن نایان اختصاص دارد

گروه رادیو و تلویزیون: مجری چهارشنبه رادیو7 با اشاره به این که65% افراد که دچار ن نایی می شوند بالای 75 سال سن دارند اظهار کرد: طبق قانون 3درصد شغل های تی به ن نایان اختصاص دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کافه رادیو7،میلاد زاده، مجری ، برنامه ساز و پژوهشگر تلویزیون، با اشاره به این که80%ن نایی قابل درمان و پیشگیری است بیان کرد: هر سال همه ی افراد باید برای معاینه چشم هایشان به چشم پزشک مراجعه کنند مخصوصا افراد بالای50سال که احتمال خطر ن نایی در آنها بیشتر است.

وی ادامه داد:در میان مشاهیر هم افرادی چون هلن کلر،آندرا بولچی هنرمندان توانا روشن دل بودند که دنیا را در حوزه خودشون متاثر د.

زاده یکی از را ارهای برخورد با ن نایان را با صدای بلند حرف نزدن دانست و در ادامه تصریح کرد:زمانی که با یک فرد ن نا روبه رو میشوید صدایش کنید تا کمی نزدیک تر بیاید و اول خودتان روامعرفی کنید و بعد محیط اطراف خود را براش توضیح دهید.

وی در ادامه بیان کرد:هیچگاه بدون اجازه به وسایل یک روشن دل دست نزنید و سعی کنید موقع راه رفتن همقدم با او باشید.

مجری ، برنامه ساز و پژوهشگر تلویزیون،با اشاره به این که اولین چشم توسط مارک همایون ، چشم پزشکی در انستیتوی چشم دوهنی در کالیفرنیای جنوبی ساخته شد عنوان کرد: سازمان غذا و داروی (fda) اخیرا مجوز برای یک آزمون بالینی جدید بر روی این تکنولوژی را آغاز کرده است.

وی ادامه داد: ایمپلنت هایی با این شکل بندی اصلی توانستند به شش بیمار ن نا توانایی محدودی در تشخیص نور، دریافت حرکت، و شناسایی اشکال کلی و اشیا را بدهد.

زاده اظهار کرد: این تکنولوژی به قصد کمک به ن نایان جوان مبتلا به بیماری رتینیت پیگمنتوزا و ن نایان سالمند مبتلا به تحلیل رفتگی لکه زرد شبکیه (دژنراسیون ماکولا) طراحی شده است.

وی در ادامه صحبت های خود عنوان کرد: بیماری که این ایمپلنت را در بدن خورد عینکی مخصوص را بر چشم می گذارد که به یک دوربین ویدئویی متصل است این دوربین تصاویر پیش چشم را ضبط می کند و آن را با سیم به یک کامپیوتر شخصی شده انتقال می دهد.

مجری برنامه رادیو7 تصریح کرد:این داده ها به نوبه خود به صورت بی سیم به این ایمپلنت رسانده می شود، که الکترودهایش این پیام را رمزگشایی می کنند و به صورت یک ضربان الکتریکی در می آورد که می توان آن را برای تفسیر به سوی مغز هدایت کرد.

انتهای پیام.


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: زاده: ساخت اولین چشم توسط ایرانی
  • کلمات کلیدی: اسلام ,نابینایان ,زاده ,برنامه ,اشاره ,افراد ,اسلام زاده ,مصنوعی توسط ,نابینایان اختصاص ,اختصاص دارد ,استاد ایرانی ,توسط استاد ایرانی