زندگی تلخ وشیرین!

آخرین مطالب و اطلاعات دریافت شده از وب سایت زندگی تلخ وشیرین! به همراه لینک مستقیم مطالب در سایت مرجع نمایش داده شده است.
سلام.....

خیلی وقته که دیگه دست ودلم به نوشتم نمیره ازوقتیم که اب شدکه دیگه هیچی

از روزام بگم... همش منتظرموجودیم که تووجودم پرورش یافته وقتیم که پنج ماهگی تووجودم

احساسش محبتمو چندین برابرکرده

شمارش مع م شروع شده فقط 8روزمونده به اومدنش همه چیرو اماده ی اومدنش کردیم

شوبستم خونه روتمیز اتاقشوچیدیم بعدسه رفتم ارایشگاه وابروهامو تمیز موهامو

رنگ کادوی سرزایمانمو یدیم

تواین بیست سال عمرم خدابهترین هدیه تولدمو امسال میخوادبده هرچه قدرم شاکرش باشم

بازم کمه

این روزانگرانی روتوچشمای مامان وبابام میبینم که چقدرنگرانمن توچشمای عشقم که داره

هرکاری میکنه که این روزام واسم سریع بگذره داداشام چقذرمشتاق شدنشونن

خدایاواسه همه ایناخوشحالمم.....

خدایادخترموسالم وسلامت تو اغوشم بزار امیننننننننننننننننننننننننن


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: ا ین پست
  • کلمات کلیدی:
وقتى میبینم دوستام برگشتن به نوشتن دل منم میخوادکه بنویسم...

الان که دارم مینویسم دخترکم پنج ماه ودوروزشه یه عروسک دوست داشتنى شده که....تموم وقت من وفرزاد وقتوپرکرده وقتى بیداره تموم خونمونو پراز صداى گریه وخنده هاش میکنه وقتى بیداره تو فکر م دنبال این موجود نازه ودوست داشتنیه دیگه انگار نه انگار که فرزادیم هست ...بینمون خیلى فاصله افتاده بود تواین چن ماه بایه مشاورحرف زدم گفتن طبیعیه بعد پنج ماه تازه تازه برگشتیم به زندگى عادى....دخترک من میشینه میخنده غلت میزنه چاردست وپا وامیسته میخواد بره جلوووووو.....خدایاشکرت

این روزا چقدیاد دوران دوستیمون بافرزادمیفتم چقد باهم دیگه ازبچه حرف میزدیم ازبچه دارشدن چقد دوست داشتیم بچه اولمون دختر بشه فرزادمیگفت اگه دختردارشدیم اسمشو میزارم دلسا میگف باید یه دل باشه بین من وتو که بعدا این اسم لغو شد چون شباهتى داشت به اسم زن داداشم ,بالا ه اسم نى نى مونو من گذاشتم آنیل:نامى ومشهور

وقتى یادم میفته پنج ماه چه سختیایى کشیدم خودم ازحال وروز اونموقعم گریم میگیره خداروشکر اون روزا تموم شد....چه نذر انجام نشده داریم اولیشم پابوس رضاس..دلتنگتم رضا

سعى میکنم زودزود آپ کنم


اطلاعات