متون ادبی

آخرین مطالب و اطلاعات دریافت شده از وب سایت متون ادبی به همراه لینک مستقیم مطالب در سایت مرجع نمایش داده شده است.

در کنار جالیز

زیر آفتاب داغ

کنار ماشین

زیر اندازی انداخته , نشستیم

انگار رد پای زمان بر همه چیز دیده میشد

در نگاه , کلام و شوق ما

از آن جالیزدر تابستان گذشته

تا این جالیز

آرامشی ژرف در پهنای وجودمان نشسته

سایه سالی که گذشت بر وجودمان حس میشد

نگاه هایمان بیشتر از قبل با هم سخن می گفتن

روحمان به تعداد گذشت روزها و شب ها بزرگتر شده بود

و گویی عمق نگاهمان می گفت دوستان همدلی هستیم

که سخن از دل می گوییم

و می دانیم

در پناه خداوند

قلبهای ما معنی دوست داشتن به آرامش رسیدن

همدلی, برای هم زیستن ,بیاد هم بودن را

حس می کنند

انگار از آن تابستان تا این تابستان

وسعت قلبهای ما بیشتر شده

و حجم زیادتری از وجودمان را دربرگرفته

گاه در سکوت هم

حرفهای بسیار برای هم داریم

آری دوست داشتنمان ملکه ی ذهن و روح مان شده

زیر آفتاب داغ , کناربوته کوچک خار,

رنگ دوستی ما پررنگ تر شده بود


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: رنگ دوستی
  • کلمات کلیدی: وجودمان ,تابستان

از گذشته چه بیاد دارم
بچگی هام
درآغوش مادر وخواهربزرگترم بودن رو
بوضوح توی ذهن می بینم

خاطرات چند سال بعد

حیاط وباغچه کوچک خونه
و م ن این دو
اتاقها و پذیرایی
رو بیاد دارم

ظهرهای گرم تابستون که توی حیاط رو پر از آب میکردیم و آب بازی میکردیم
با صدای بلند می خندیدیم

باغچه خونه رو بیاد دارم
اما انگار خاطرات حیاط خونه بیشترتوی ذهتم نقش بسته

یادم میاد توی حیاط فرش پهن میکردیم
عصرهای تابستون وشبها توی حیاط بودیم دورهم شام می خوردیم ..
صدای همسایه های دیگه که توی حیاط نشسته بودند
از پشت دیوارها شنیده میشد

بیشتر شبهای تابستون توی حیاط می خو دیم

بازی های بچگی
جوجه های زرد کوچولو رو
خوب بیاد دارم

بوی نان داغی که هرروز مادرم و همسایه های دیگه توی تنور خونه ها می پختن
بوی عطر آبگوشتی که ما درم بعد از پختن نان توی تنور می گذاشت ..
هنوز م حس می کنم

هراس ج از مادرم و رفتن به مدرسه

معلم بد اخلاق کلاس اولم
گریه های تقریبا هرروزم سر کلاس اول م رو خوب بیاد دارم

معلم مهربون کلاس دومم
معلم کلاس پنجم که یه آقا مسن بود و حس پدری جدی و مهربون رو داشت
آره همه و همه رو بیاد دارم

همکلاسی های کلاس چهارم
شعر های کتابهای فارسی
باز باران با ترانه ....

....
وای چه خاطرات قشنگی دارم
در عین سادگی

سالها گذشته خوشحالم با دیدن شادی دیگران خودم رو
شاد و خوشبخت می بینم
لذت میبرم از آرامش مردم و عزیزانم

هنوزم وقتی توی پارک تاب بازی می کنم
با صدای بلند می خندم

با دیدن برق نگاه شاد ک ن
خدارو شکر می کنم

از لحظه های زندگی م
که مثل همه
اوقات
تلخ وشیرینی
تجربه
موفقیت
سختی
تلاش
انگیزه
فراغ
و...
رو همر اه داره
لذت میبرم


زندگی می کنم

و بدنبال داشتن خاطرات شیرین و شیرین تر کنار عزیزانم درعین سادگی وصفا هستم


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: از گذشته چه بیاد دارم
  • کلمات کلیدی: بیاد ,حیاط ,کلاس ,خاطرات ,خونه ,تابستون ,بیاد دارم ,صدای بلند