ش ت سکوت

آخرین مطالب و اطلاعات دریافت شده از وب سایت ش ت سکوت به همراه لینک مستقیم مطالب در سایت مرجع نمایش داده شده است.

زلف خود نهان کن ، آی ، دل به اختیارم نیست

چهره را عیان کن ، آی مه به شامِ تارم نیست

هر قدم که گُل جوشد ،از عبورِ گُلبارت

شورش شکوفائی ، کمتر از هزارم نیست

فرشِ زاهِ خاک آمد، این دلی که من دارم

پای مهربان توست ، دستِ انتشارم نیست

رخمه را نسیم آسا ، بر عروق دل بنواز

تارِ سوزِ پی در پی، چاره و قرارم نیست

گل اگر که می بینی ، می دَمد زِ دل هر دم

حاصل حضورِ توست ، طرفه ای به کارم نیست

خار اگر که رخصت یافت ف در کنار گُل روید

فرصت تو چیدن را ، غیره را قرارم نیست

من «فقیر» مسکینم ، غیر تو نمی بینم

نشنه ام در این وادی ، پای ماندگارم نیست


اطلاعات

روزمان سر آمد و گردید شام وای بر احوال هر بدبخت خام

پیر ما رفت و یتیمی سر گرفت رفتنش دشوار شد بر هر چه مام

پیر بر هر تشنه جامی هدیه کرد تا اَبد سر مستیش باشد به کام

اسبِ نا آرامِ گیتی وه چه خوش در کمند پیر آمد رامِ رام

تا حضور آفتابش بودمان ترسمان هرگز نبود از بیمِ شام

تا چراغِ روشنش باشد به دست بر حذر مانیم ما از هر چه دام

عشق را عشاق از ا و آموختند تا ز گمنامی پذیرفتند نام

در کویر شب ، باغبانی کرده او تا چراغانی شده هر کوی و بام

قطره نوش جامِ او چون شد «فقیر» خُمَّ می گردیده تامّ و تمام

1368/3/15 -مشهد


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: پیرِ ما
  • کلمات کلیدی:

رنج عشق از کامرانی بهتر است

درد و غم از شادمانی بهتر است

اُنس بستن با غم و درد و اِلم

سوختن های نهانی بهتر است

در بیابان طریقت خسته جان

بی گمان از هرزه جانی بهتر است

تشنه لب نجنونی صحرای عشق

از وصال جاودانی بهتر است

زخمه های غمزه های آن عزیز

از تلطف های آنی بهتر است

خود عمل به باورهای خود

همچنان از روضه خوانی بهتر است

بوعلی بودن به علم و عقل و دین

از مقام و مال فانی بهتر است

سوختن در آتش فقر ای «فقیر»

از حرامی حرص نانی بهتر است


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: رجحان
  • کلمات کلیدی:

رفتم به محضرش که گشاید گره مرا بگشود لیک ، گره ازابروانِ من

گفتا زمانه ی زر و زور است ای رفیق باید اسیر ایندو شد و دوستان من

گفتم اسیر می شوم، امّا اسیر دوست لیکن حو ِ دگران ....و آن من

گفتا که زور اگر وعده مان کُند هر وعده بر ... این نشان من

گفتم علائق تو فزون است ای رفیق اینجا نبوده و نبود آشیان من

گفتا که غرق در همه چیزم ، چه غم مرا چوپان این گله گرگ است در زمان من

گفتم خوشا بحال تو و بستگان تو لیکن بدانحالِ من و بستگان من

گفتا بیا تا که بنوشیم یک دو جام آن بهترین دوای تو و همزبان من

گفتم موافقم به یکی قطعه ای زمین آنها ز تو ، غوضش این زیان من


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: معامله
  • کلمات کلیدی: گفتا ,گفتم ,اسیر

دلم گرفته زِبیداد روزگار امشب

چه سخت میگذرد بر من انتظارامشب

زمین سیاه و زمان تیره آسمان تاریک

امید رفته ،دلم سخت بی قرار امشب

چه حسِ سردِ غریبی مرا گرفته به بر

کجاست ساقی ی پُر مهرِروزگار امشب

چنان خمارِخمارِ تو نازنین شده ام

که از تمامی خود می کنم فرار امشب

بهانه می کُنداین دل همیشه در همه حال

می تو را و جامِ لبت را،بیا شرار امشب

چه می شود که به مهر آیی و بیایی باز

ز دوریت شده ام سخت سوگوار امشب

چنان به دامنِ من اَبر غم تراکم یافت

که گریه می کُند از چشم من بهار امشب

«فقیر »غمزده ات را چرا جدا خواهی

بیا بیا که بی تو ندارم دمی قرار امشب


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: بهانه ی دل
  • کلمات کلیدی: امشب ,امشب چنان ,قرار امشب

در کوی دوست یارِ فراوانم آرزوست در این زمانه جلوه ی ایمانم آرزوست

تا آنکه دوره ی غم و حرمان بسر رسد همدردی یکایک یارانم آرزوست

در این شبِ سیاهِ سیه روی تیره روی ایثار اختران فروزانم آرزوست

تا آنکه راز و رمز سلامت شود پدید توفیق فرد فردِ طبیبانم آرزوست

در این مریضخانه که غمخانه ی من است داروی درد جمله عزیزانم آرزوست

وز بهر گان و خموشان شهر خود فریاد مرغکانِ س خوانم آرزوست

هر شمعِ روشنِ شبِ شب زنده دار را ایمن ز خیره چشمی طوفانم آرزوست


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: آرزو
  • کلمات کلیدی: آرزوست

در صحنه ببین طلایه دار است جهاد

در جبهه هماره بی قرار است جهاد

در شهر و ده بهر دیار است جهاد

دائم به تلاش و جهد و کار است جهاد

پیکار گرو مخلصِ یار است جهاد

تیغ و تبر هر آنچه خار است جهاد

در راه رضای کردگار است جهاد

سرتا سر جبهه گرمِ کار است جهاد

بی سنگر وسخت پایدار است جهاد

همرزمِ بسیج و پاسدار است جهاد

در مکتبِ جهد بُردبار است جهاد

در سنگرِ عشق استوار است جهاد

از خون شهید پاسدار است جهاد

آتش به دلِ دشمنِ زار است جهاد

شب تا به سحر زاهدِ زار است جهاد

بیدار چه خوش در شب زار است جهاد

فریاد بلند روزگار است جهاد

پیوسته « فقیر» رستگار است جهاد


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: جهاد
  • کلمات کلیدی: جهاد

خسته و غمزه در کوی توام یار امشب

همچو شبهای دگر سخت گرفتار امشب

گه خدا را به زمین بوسم و گه دست دعا

تو چه دانی که چه ها میگذرد کار امشب

همه جا چشم تو و قامت و لبخند تو نیز

هاجر آسا بدواند به سویت زار امشب

مست و بی خویش بخیزم ز پی اُفتادن

از غم و رنج بپیچم چو یکی مار امشب

شود آیا که ببینی و به رحم آئی باز

رخصتم باز دهی تا که شوم خار امشب

خار در شاخه ی گلهای وجودت شدنم

آرزوئی است که گر باز دهی یار امشب

سرو آزاده ی من چهره مپوش از شب من

مپسند آنکه چو روزم بشود تار امشب


اطلاعات

  • منبع:
  • مطالب مشابه: امشب
  • کلمات کلیدی: امشب