اما دلم تنگ میشه واست...

اما دلم تنگ میشه واست... از وبسایت به وسعت اسمان دریافت و به همراه لینک مستقیم مطلب در سایت مرجع نمایش داده شده است. خواهشمندیم در صورتیکه مطالب منتشر شده دارای محتوای نامناسب و یا مجرماه میباشد بر روی گزینه حذف کلیک نمائید.

خب امشب چی شبی بود

شب خداحافظی وا ین دورهمی با رفقا بود(خاطره دوس داشتنیش بمونه اینجا برای یه روزهای ... برای روزهای که دلخوشی میشه خوندن همین 4تاخط)

1.طبق قرار امشب بچه ها رو دعوت کرده بودم یه رستوران که شام قبولی رو بدم .همین اینکه خ ظی باشه که دارم میرم...طبق معمول همیشه من یکم دیررسیدم وبچه ها اومده بودن

2.وقتی رسیدم (ش) اومد جلوی در مجتمع هم دیگر رو بغل کردیم ازاون بغل هایی که خستگی ودرد تمام این سال ها ازبین میره باورکنید شنیدن تبریک ی که باهاش خیالبافی یه همچین روزایی رو میکردید از هرجمله ای ازهر تبریکی تو دنیا عزیزتر وبالاتر

3.وارد رستوران که شدیم دیدم بچه ها با یه دسته گل خوشگل با گل های مورد علاقه ام و یه روپوش سفید (اولین روپوش سفید زندگیم) ویه جعبه کیک خامه ای توت فرنگی ایستادن جلو در .اون لحظه یه حس فوق العاده ای بود یه حسی که هیچ وقت نمیشه توصیفش کرد وفقط باید اشک های شوقت رو پاک کنی..

مهم نیست هرکدوم ما چه رشته چه شهری قبول شدیم مهم همین لحظه مقدس دیدن خودمون در دنیای ارزوهامون هست

4.دلم براشون خیلیییییییی تنگ میشه خیلیییییی (نویسنده دراینجا زیرگریه مییزند ومتن را به پایان میرساند)

لحظه ا (ش )بهم گفت داری میری خیلی دلم برات تنگ میشه دیوونه ..این جمله ش هروقت یادم میاد میفهمم به این اسونی هاهم نیست رفتن


اطلاعات