گند در گند = گند تر از گند

گند در گند = گند تر از گند از وبسایت نوشته های یک چپ دست دریافت و به همراه لینک مستقیم مطلب در سایت مرجع نمایش داده شده است. خواهشمندیم در صورتیکه مطالب منتشر شده دارای محتوای نامناسب و یا مجرماه میباشد بر روی گزینه حذف کلیک نمائید.

این روزا اصلا حالم خوب نی. امروز.  همش گند زدم فقط گند گند گند دلم میخواد خفه شم ینی. اه.  رقیه صب با پسرعمم و...  رفتش کوه برف بازی من نرفتم نمیخواستم برم بیرون  . تعطیلات عراق شروع شده اوناهم اومدن ایران رقیه (رقیه نوه عمم)  عقد کرده.  صبح بلند شدم مث همیشه رفتم سراغ موبایلم. حالم بد بود. حرف صدیقه منو برد به اون روز مز ف.  دلم نمیخواست برم بیرون هیچ جا.  عموم مارو دعوت کرده بود و من نمیخواستم برم مامان زنگ زد به بابا گفت نمیایم.  بعدش سرم  غر زد بعدا نگو چرا هیچ جا نمیریم.  مامانم هنوز نفهمیده من اون کوثر دیگه نیستم الان چند باره دارم بزور میرم بیرون؟  اونم من!  ی که همش یا بیرون بود یا اگه تو خونه بود غر میزد دلم گرفته بریم بیرون! همش تو اتاقمم. فقد میگید معتاد شده.اصن من معتاد تکنولوژی یک خورده ولم کنید ببینم دارم چه غلطی میکنم. ا گفت پاشو برو خونه بی بی منم دیروز با سامی بگو مگو شد گفت بیا اینجا بشین نرفتم قهر کرده نمیخواستم برم . ا ش گفت تو که داری میپوشی با ما بیا و اینجوری شد که رفتم. دلم بدجور واسه فاطمه تنگ شده بود.  امسال سه بار دیدمش و فکر نمی (دوبار بریم عراق)   اخه این دختر چقدر میتونه حاضر جوابو بانمک باشه! اومده با من گل یا پوچ بازی میکنه هی میگه این دستو بگو منم همونو میگم میگه انتی زعدوده خخخ.  من هنوز نفهمیدم سه سالشه یا دوسال از بس ریزه میزس .بعدش هم برگشتیم خونه گریم گرفت . مامانم هی گیر داده بود کوثر تو تو اون موبایلت چیکار میکنی.  الانم ز له اومده وای نمیدونم باید چند تا ایات بخونم!  دو تا ماه گرفتگی!  با همه ز ه ها!  هیچ کدومو نخوندم ولی امشبو باید بخونم . باز با صدیقه بد حرف زدم من فقط میخواستم بفهمم چرا که فهمیدم. خب وقتی الکی میگه فضولیم گل کرده...  

پ.ن : ادما تو دو جا حرف دلشونو میگن دعوا و شوخی .


اینقدر پستا زیاده حوصله دیدن از هیچ وبلاگی ندارم تو موبایل هم سخته. 


اطلاعات